درسجین کهن سرزمین آریائیان ایران زمین

 

دانلود كتاب الكترونيكي بهشت گمشده من

 


 دانلود کتاب_تاریخی_درسجین_کهن بنام  بهشت گم شده من


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط کاظم بهادری (دودانگه) در یکشنبه بیست و دوم اسفند ۱۳۸۹ و ساعت 20:21 |
                           

 

   به نام يزدان پاك

 

    نام كتاب: هشت بهشت نويسنده:محمد كاظم بهادري(دودانگه) با تشکرازاهالیمحترم روستای باستانی درسجین که مارادراین مسیر یاری نمودند  با یاری خداوند متعال ومسائدت اهالی محترم روستای باستانی وگردشگری درسجین موفق شدیم صدو شصت صفحه درمورد تاریخچه جقرافیا وآداب ورسوم ومهمتر ازهمه زبان شیرین پارسی که شما مردم فهیم توانستید آن راحفظ کنید  بنویسم اینجانب حدود دوالی سه سال مطالب را چه بصورت مکتوب ویا درحافظه جمع آوری نموده یا باافرادی درزمینه تاریخ وآداب وروسوم مشورت نموده ازهرفصل ازسال تصویر برداری نموده. ودرکل جمع نمودن مطالب وعکس وهمکاری نمودن تعدادی ازآشنایان توانستیم این مطالب خوب وجذاب را برای ماندگاری تاریخ بنویسیم امید است که خوانندگان عزیزانتقادات وپیشنهادات خود رابه ما عرضه دارند که اگر انشاالله درآینده توانستیم جلد دوم این کتاب رابطورحرفه ای نگارش کنیم ووطن خودمان راکه ازتاریخ تمدن باستان همراه است یاری کنیم وسهمی درعلم تاریخ وکتاب خوانی وکتاب نویسی داشته باشیم باید بگویم که اینجانب کتابهای زیادی درمورد تاریخ ایران وتاریخ شهر ابهر رامطالعه نمودم و توانستم حدودی ازتاریخ وآداب رسوم این منطقه راخلاصه کنم اما اگرهمکاری فراوان دراین زمینه باشد میتوانیم خیلی ازمطالب را که گفته نشده ویاازقلم افتاده را روی کاغذ آوریم وبرای آیندگان هدیه کنیم . با آرزوی موفقیت برای اهالی محترم وفهیم روستای باستانی وگردشگری درسجین.امیدوارم که دین خود رانسبت به زحمات آنان ادا کرده باشم.

کتاب هشت بهشت نمونه بارزی است ازکتابهای خوب وماندنی تاریخ که زحمات آداب ورسوم سنن وسنتها وترجمه زبان، وبه تصویر کشیدن محل زندگی وسختیهای گذشته ها رابا بانبود امکانات به ما تذکرمي دهد. اما مبارزه باهرنوع ناملایمات ودست وپنجه نرم کردن با مشکلات روزگار یکی ازاهداف آنها بوده وهمیشه هم درتاریخ پیروز خواهند ماند یاد وخاطرات گذشتگانمان بخیرودرود برهمه آنها.                                                                                                                             

مقدمه

 

اینجانب محمد کاظم بهادری (دودانگه) فرزند علی در سال 1351/11/20 ه.ش صادره از ابهر در روستای فارس نشین پارس درسجين خانواده ای که اعتقاد به خدا و پیامبر و آلش دارد به د نیا آمده و تا سن 19 سالگی درروستا حضورداشتم وكلييه اطلا عات  این آبادی را در جریان هستم ودر سال 1370 به استخدام ارتش جمهوری اسلامی فائق آمده ودر سال1388/5/19 به فکر نوشتن کتابی در مورد وطن عزیزخودم همان روستای پارسی باستان افتاده واز مشکلات و سختیها و سنتهای این مردم زحمت کش بگویم هم چنین مهمتر از همه این زبان پارسی است که کم کم جای خود را به زبان فارسی جدید داده و اصل دارد فراموش می شود بنابراین سعی می کنم با کمک خداوند و دوستان و آشنایان کتابی تاریخی و در خور شأن این روستا نوشته وهم بلندآوازهای این زبان این آبادی و سنن و سنتهارا پرورش داده واز فراموشی جلوگیری کرده باشم و انتظار از وزارت ارشاد و سازمان گردشگری هست که اینجانب رادر این مسیر کمک و یاری رسانند در این روستا با توجه به  قسمتها ی قدیمی بازمانده سردرهای طاقی قوسی و هشتی و هم چنین دژهاي استوار مسجدقدیمی ومحل زندگي خانهاي قديم از زمانهای بسیار دور که ممکن است صدها سال قدمت داشته باشد هنوز پا بر جاست و نشانگر قدمت دیرینه این آبادی می باشد هم چنین گویش لحجه فارسی پارسی نگهداری شده وباید از آن  نگهداری کرده و پرورش دهیم نگهداری این آبادی و لحجه آن از طریق نوشتن کتاب مجلات و عکس برداری از آثار قدیم و عوارض طبیعی این منطقه و هم چنین بازسازی اماکن قدیمی و مرمت آن مي باشد. 0لازم به ذكراست كه اين آبادي باتوجه به داشتن هشت قلعه كه هردروازه آن به باغ يا منطقه سرسبزي بازمي شده و سرسبزيهاي فراوان وجازبه هاي طبيعي زيبا مثل رودخانه جنگل وكوهاي بلند وزيبا ميوههاي رنگارنگ بهشتي ازجمله انگور نام هشت بهشت راپيشنهاد مي كنم. مطلب ديگراينكه جديداسازمان گردشگري جهان اعلام نموده كه حدود 700زبان دنيادرحال ا نقراض است 0 لازم به ذکر است که روستای گردشگری وبازسازی شده درایران عزیز حدود چهارآبادی می باشد كه به ذكرنام وعكس آنها اكتفا مي كنيم و حدود 120روستا دركشور در طرح بازسازي قرار گرفته كه تعداد چهار روستا مربوط به استان زنجان مي باشد.

 

1.روستاي ابيانه در استان اصفهان كاشان

2.روستاي ميمند در كرمان

3. روستای کندوان درآزربایجان شرقی اسكو

4. روستای درسجین دراستان زنجان ابهر

 

زبان فارسي وآيين ايران عزيز

 

راپاس ميداريم

 

ترجمه بخشهایی از منشور کوروش

خط ۲۰: من کوروش‌ام، پادشاه جهان، پادشاه بزرگ، شاه توانمند و برحق، شاه بابل، شاه سومر و اکد، شاه چهارسوی (جهان).

خط ۲۱: پسر کمبوجیه، پادشاه بزرگ، پادشاه اَنشان، نوه‌ی کوروش، پادشاه بزرگ، پادشاه اَنشان، نبیره‌ی چیش‌پیش، پادشاه بزرگ، پادشاه اَنشان،

خط ۲۲: از دودمانی که همیشه پادشاه بودند؛ (من کسی هستم) که مردوک و نبو (خدایان بابل) فرمانروایی‌اش را گرامی می‌دارند، و با خرسندی قلبی پادشاهی‌اش را خواستارند. آنگاه که بدون جنگ و پیکار وارد بابل شدم،

 خط ۲۳: در میان شادی و پایکوبی در کاخ شاهی (بابل) به تخت نشستم. مردوک، خدای بزرگ، اراده کرد که قلب من شرسار از عشق برای بابل باشد، و من هر روز او (مردوک) را نیایش کردم.

خط ۲۴: ارتش بزرگ من به آرامی وارد بابل شد. نگذاشتم ترس و رنج بر مردم کشور سومر و اکد وارد آید.

 خط ۲۵: من برای برقراری صلح در بابل و (سایر) شهرهای مقدس این کشور سخت کوشیدم. در مورد اهالی بابل که او (نبونید) آنها را به بیگاری گماشته بود، این (بیگاری) اراده‌ی خدایان و درخور مردم نبود.

 خط ۲۶: من به اضطراب آنان پایان دادم و آنها را از بیگاری رهانیدم. مردوک، خدای بزرگ، از کردار (نیک) من خشنود شد،

 خط ۲۷: و برکت و مهربانی‌اش را به من ارزانی داشت، هم به من که او را می‌ستایم، هم به کمبوجیه که فرزند من است، هم به همه سپاهیان من

 خط ۲۸: ما همگی در صلح و آشتی مقام بلندش را ستودیم،

خط ۲۹: همه شاهان جهان، از دریای بالا تا دریای پایین، و شاهان چادرنشین سرزمین‌های باختری، همه آنها،

خط ۳۰: خراج سنگین برای من آوردند و در بابل بر پای من بوسه زدند

خط ۳۱: از نینوا، آشور و شوش، اکد، اشنونا، زَمبان، مه‌تورنا و دِیر تا منطقه گوتیان و شهرهای مقدس آن سوی دجله، آنچه که ویرن شده بود را از نو ساختم و نیایشگاه‌هایی را که برای سالها ویران مانده بودند بازسازی کردم،

خط ۳۲: و پیکره‌های خدایانی را (که در بابل جمع شده بود) به نیایشگاه‌های خود بازگرداندم. من (همچنین) تمام ساکنین پیشین این شهرها را گردآوردم و به سرزمین‌های خود بازگرداندم.

خط ۳۳: همچنین به دستور مردوک، خدای بزرگ، پیکره‌ی خدایان سومر و اکد را که نبونید با خشمگین ساختن خدای خدایان به بابل آورده بود، به شادی و خرمی به نیایشگاه‌های خودشان بازگرداندم

خط ۳۴: باشد که این خدایان هر روز از بِل و نبو (نام ۲ خدا) بخواهند که

خط ۳۵: برای زندگانی بلند و ازدیاد برکت من دعا کنند. باشد که (این خدایان) به خدای من، مردوک، بگویند: «کوروش، پادشاهی که تو را گرامی می‌دارد، و پسرش کمبوجیه (را از یاد مبر).

خط ۳۶: مردم بابل پادشاهی مرا گرامی داشتند، و من صلح و آرامش را در این سرزمین برقرار ساختم»


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط کاظم بهادری (دودانگه) در سه شنبه نهم آذر ۱۳۸۹ و ساعت 21:59 |

سرباز  

 

 

کوله پشتی

 

 ارتش  

  

29فروردین روز ارتش بر فجرآفرینان وقهرمانان وافتخار آوران ایران مبارک باد

امنیت یک نعمت الهی ایست که در سایه خداوند و ارتش همیشه قهرمان بر پاست

امنیت هوائی کشورمان توسط این فرمانده وپرسنل پدافند عامل وغیر عامل ارتش بر قرار است

 

 

گردان حافظ صلح ایران مستقردر لشکر16زرهی قزوین

اینجانب افتخار عضویت وحضور فعال در این گردان بین المللی را دارم

احمد دادبین فرمانده ای که از یادها نخواهد رفت

امیر احمد دادبین فرمانده سابق نیروی زمینی ارتش که پا به پای سپهبد شیرازی در نبردها شرکت فعال داشت


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط کاظم بهادری (دودانگه) در جمعه بیست و هشتم فروردین ۱۳۹۴ و ساعت 22:40 |

تبریک به ملت بزرگ ایران زمین سازمان جهانی گردشگری یونسکو

تخت جمشید درجهان چون نگینی درخشان دریونسکو درخشید و بعنوان

بهترین وزیباترین مکان گردشی وتفریحی  برحسب رای نمایندگان یونسکو

سازمان ملل درجهان انتخاب شد .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط کاظم بهادری (دودانگه) در دوشنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۹۴ و ساعت 22:4 |

هشدار به عربهای ملخ خور

به یادتان آورم که کجا بودید زمان امپراطوران بزرگ ایران چون کورش ذولقرنین خشایارشاه .داریوش بزرگ .سلسله اشکانیان .ساسانیان خسرو پرویز که پایتخت ایران کاخ کسرا درنینوا مرکز عراق وفراتر از آن تا اروپا شهر اتن درقلمرو ایران بود هیچ عربی جرات قد علم کردن در برابر شاهان پر قدرت ایران آریایی نداشت بلکه امپراتوران رم یونان باستان چون والرین اسیر داریوش بزرگ بود تمام کشورهای عربی چون عراق سوریه مصر فلسطین قسمتی از آفریقا از شرق هم تا هندوستان جزو قلمرو ایران بود .

به یاد آورم سرداران بزرگ ایران چون بابک خرم دین 20سال با عرب جنگید ورسوایشان کرد .سردار بزرگ دیگر چون ابو مسلم خراسانی عربها را از خراسان تادروازه های بقداد دنبال کرد وفراری داد.

جمهوری اسلامی هم پر قدرت تر از گذشته چون سدی در مقابل اقیانوس ایستاده قدرت جولان به کسی نمی دهد به یاد آورم 8سال دفاع مقدس جان فشانی مردم در مقابل عراق یک وجب خاک هم واگذار نشد بلکه پیروز میدان شد همین حالا ببین وبنگر که ایران آریایی یعنی چه کسی در مقابل شماست .

اسلام ناب محمدی در ایران است ولا خاک عرب و عربستان را به طوبره می بردیم شرم کنید وشرمتان باد. باید جنایتکاران را به اشد مجازات یا رجم یا اعدام محکوم کنید وعذر خواهی از ملت بزرگ وشریف ایران به صورت رسمی بین المللی انجام دهید ولا ال صعود را نابود می کنیم .

از طرف مردم پارسی وآریایی ایران زمین

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط کاظم بهادری (دودانگه) در دوشنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۹۴ و ساعت 17:29 |

هشدار امیر پور دستان فرمانده نیروی زمینی ارتش به عربستان

+ نوشته شده توسط کاظم بهادری (دودانگه) در یکشنبه بیست و سوم فروردین ۱۳۹۴ و ساعت 23:19 |

به حرمت شکنان سعودی باید جوابی سخت ودندان شکن  داد

 

 

بازهم بعد از70سال این وهابیون ازخدابی خبر حرمت خانه خدا را نسبت به بی حرمتی به زائران ایرانی شکستند این بار متاسفانه بیشرمانه تر از گذشته که واقعا شرماور است وشرمشان باد.

این ظالمان بیشرم همان شاهان وامپراطوران  قدرتمند آن زمان ایران را می خواهند

که عرب را پشیزی ارزش نمی دادند وعرب را مانند موشی در چنگال عقاب می

فشردند و اجازه حرف وحرکت نمی دادند  عربهای کثیف وملخ خور  ودیگر دشمنان بدانند که امپراطوران ما خفته اند ولی ملت ورهبر پاینده اند.درود برپیامبر گرامی اسلام که انسانها را فرقی نمی گذاشت ولی متاسفانه اینان وهابیند و از خدا وپیامبر بدور.

 

 

بله این شعر زیبا از حکیم ابوالقاسم فردوسی هست

ندانی که ایران نشست منست

جهان سر به سر زیر دست ِ منست

هنر نزد ایرانیان است و بـــس

ندادند شـیر ژیان را بکــس

همه یکدلانند یـزدان شناس

بـه نیکـی ندارنـد از بـد هـراس

دریغ است ایـران که ویـران شــود

کنام پلنگان و شیران شــود

چـو ایـران نباشد تن من مـبـاد

در این بوم و بر زنده یک تن مباد

همـه روی یکسر بجـنگ آوریــم

جــهان بر بـداندیـش تنـگ آوریم

همه سربسر تن به کشتن دهیم

بـه از آنکه کشـور به دشمن دهـیم

چنین گفت موبد که مرد بنام

بـه از زنـده دشمـن بر او شاد کام

اگر کُشــت خواهــد تو را روزگــار

چــه نیکــو تر از مـرگ در کـــار زار

طی قرن معاصر، بی حرمتی های بسیاری از سوی حکومت عربستان بر ضد زوار شیعه ی ایرانی ، روا داشته شده ، از هتک حرکت و تحقیر گرفته تا محکومیت به مرگ ، و البته این آخری که قلم از تکرار مجدد آن شرم می کند.

به گزارش «انتخاب» ؛ 72 سال پیش، اما اتفاقی تلخ به وقوع پیوست. ابوطالب یزدی که از وی به نام ابوطالب اردکانی نیز یاد می‌شود، جوانی ایرانی بود که در سال ۱۳۲۲ در حین انجام طواف در مسجدالحرام دچار حالت استفراغ شد و توسط ماموران عربستان سعودی دستگیر و به اتهام قصد آلوده کردن خانه خدا، در دادگاه محاکمه و سپس اعدام شد.

خبر قتل وی باعث واکنش‌های شدید مردم و علما در ایران و عراق و سایر کشورهای اسلامی شد و همچنین فشار مراجع عظام تقلید، موجب قطع ارتباط دیپلماتیک ایران و عربستان و امتناع ایران از فرستادن حجاج برای چهار سال گشت.

حادثه

ابوطالب یزدی در سن ۲۲ سالگی در سال 1322 خورشیدی همراه همسرش در مراسم حج شرکت کرد.

وی پس از انجام عمره تمتّع، پس از وقوف در عرفات و مشعر و منا وارد مسجدالحرام شده و مشغول طواف می‌شود. وی در این هنگام دچار استفراغ شد و برای آلوده نشدن زمین آن در دامان احرام خود ریخت، مراقبت کرد تا روی زمین نریزد. اشتباه او این بوده که در این حال از کعبه فاصله نمی گیرد و با حمل این مواد به طواف ادامه می دهد. عده‌ای از حجّاج که برخی از آنها مصری بودند وقتی ابوطالب را با آن حال مشاهده می‌کنند، با این تصور که وی به قصد آلوده کردن مسجدالحرام نجاست به همراه خود آورده است، به وی حمله کرده و کتک سختی به او می‌زنند که به ناچار دامن احرام از دست او رها می‌شود و قی روی زمینِ حرم می‌ریزد. پس از آن شرطه‌های حرم وی را دستگیر کرده به همراه برخی دیگر از طواف کنندگان، در دادگاه حاضر و علیه وی شهادت می‌دهند که او قصد آلوده کردن حرم و کعبه را داشته است. بسیاری از حجاج ایرانی و عراقی و دیگران شهادت دادند که وی در نتیجه بیماری و گرمای هوا حالت استفراغ به وی دست داده بود. ولی قاضی حکم اعدام او را صادر کرد.

حادثه در روز ۱۲ ذیحجه رخ داده بود و وی در روز ۱۴ ذیحجه گردن زده شد.

واکنش‌ها

پس از رسیدن خبر قتل ابوطالب، موجی از خشم و ناراحتی و اعتراض در میان شیعیان جهان به وجود می‌آید.آیت‌الله سیدابوالحسن اصفهانی که در کربلا مقیم بود واکنش شدید به حادثه نشان داد. اهالی نجف و کربلا اعتراضشان را با حادثه اعلام داشتند. در ایران عزای عمومی اعلام و در اکثر شهرها مجالس ختم برگزار گردید. دو خواهر وی در مدّت کوتاهی در اثر اندوه حادثه جان خود را از دست دادند.

در پی این حادثه، براثر فشار بی امان مراحع عظام تقلید، رابطه دیپلماتیک ایران و عربستان سعودی قطع گردید و به مدت چهار سال ایران از اعزام حجاج به مکه خودداری نمود.

تجلی سبزواری در آن دوران در مثنوی بلندی به نام "طالب نامه" خطاب به سعودی ها چنین سرود:

ای رئیس دولت نجد و حجاز / ای ندانسته حقیقت از مجاز / شرط مهمانداری و رسم صفا / قاعده احسان و آئین وفا / در عرب گردن زدن یا کشتن است / در میان خاک و خون آغشتن است؟/ بر شما طالب مگر مهمان نبود / زائر آن کعبة ایمان نبود؟ / شیعه بود، اما بدین کافر نبود / منکر قرآن و پیغمبر نبود / تدخلن المسجد ان شاء آمنین / نیست این آیت ز قرآن مبین؟

مردم خواهان اشد مجازات دو مأمور بي‌شرم سعودی


کورش شجاعی*، 20 فروردین 94
تاریخ انتشار : پنجشنبه ۲۰ فروردين ۱۳۹۴ ساعت ۰۸:۱۰
اگر عفت کلام و عفت قلم، ضرورتي انکارناپذير و لازم نبود، مي نوشتم آنچه را برخي از آل سعود و مأموران آن ها لايق آن هستند! آخر پستي و دنائت هم حدي دارد، کدام انسان غيرمسلماني را مي توان سراغ گرفت که چنين بي شرمانه و در اوج وقاحت در يک مکان عمومي حتي با مهمان و گردشگر معمولي چنين رفتاري کند اما اين آدم نماهاي مسلمان نما آنقدر کثيف و غرق در خوي حيوانيت شده اند که چنين تبهکارانه دو نوجوان ميهمان و زائر خانه خدا را مورد تعرض قرار مي دهند. اين تعرض شرم آور و شنيع دو پليس سعودي نه تنها بر روح و روان اين دو نوجوان تأثيري بس منفي مي گذارد بلکه اين اقدام دور از انسانيت، وحشيانه و حيواني اين دو مأمور سعودي، غيرت ايرانيان را جريحه دار کرد، به قول فردوسي پاکزاد تفو بر اين چرخ گردون که... و ننگ ابدي و مرگ ذلت بار بر اين دو مأمور حيوان صفت سعودي و ننگ و مرگ بر سرکردگان و وهابيتي که چنين حيوان صفت هايي در دامنشان پروريده شده است. اي کاش امثال اين کفتارهاي پلشت، بويي از غيرت و شرم و حيا مي بردند.

اي کاش مسئولان وزارت امور خارجه و خصوصاً معاونت امور کنسولي و همچنين سازمان حج و زيارت و ديگر دستگاه هاي مرتبط با اعزام زائران به مکه مکرمه و مدينه منوره قبل از بروز اين فاجعه و جريحه دار شدن احساسات ايرانيان پيش از اين و طي سال هاي گذشته محکم و استوار در مقابل تندخويي ها، بدرفتاري ها، حرمت شکني ها و خدشه وارد کردن به کرامت زائران ايراني از سوي برخي مأموران وهابي سعودي مي ايستادند تا هم از تکرار حرمت شکني ها و بدرفتاري ها جلوگيري مي شد و هم فاجعه تعرض به دو نوجوان ايراني در روز روشن در فرودگاه جده رخ نمي داد و خون به دل ايرانيان نمي شد ولي حالا که اين فاجعه تلخ رخ داده مردم حق دارند چند انتظار حداقلي از مسئولان کنسولي وزارت امور خارجه و سازمان حج و زيارت و مديران کاروان ها داشته باشند.
۱ - اين حيوان صفتي دو مأمور سعودي از اوج فساد و پلشتي و آلودگي در بين برخي مأموران وهابي آل سعود حکايت مي کند بنابراين از اين پس با وجود اين اتفاق تلخ و تکان دهنده شرم آور و ديگر بدرفتاري ها و حرمت شکني هاي انجام شده توسط برخي مأموران آل سعود در حق زائران ايراني، بايد پروتکل ها و قراردادهاي محکم و با ضمانت اجراي قوي پيوست قراردادهاي اعزام زائران به عربستان باشد و نه تنها مأموران سعودي بلکه وزارت حج آن کشور و دولت سعودي بايد پاسخ گوي کمترين حرمت شکني نسبت به زائران ايراني باشند. همچنين علاوه بر نمايندگي هاي کنسول گري هاي ايران، بازرسان سازمان حج و مديران کاروان ها ضمن برخورداري از حساسيت هاي بيشتر بايد تمهيداتي اساسي و موثر بينديشند تا حرمت و کرامت زائر ايراني کاملاً محفوظ بماند.

۲ - سازمان حج و زيارت جمهوري اسلامي ايران بايد علاوه بر آموزش مناسک حج، آموزش هاي همگاني لازم براي جلوگيري و مقابله با شرايط خاص را براي زائران خانه خدا در اولويت کاري خود قرار دهد و تمامي زائران ايراني را با حساسيت هاي لازم آشنا کند که اگر اين چنين بود، مدير آن کاروان و حتي همراهان با مداخله و حضور به موقع به مأموران سعودي اجازه جدا کردن آن دو نوجوان از ديگر زائران را نمي دادند و آنان با کمک هم از همان ابتدا و پيش از هر گونه حرمت شکني و تعرضي به نحو مقتضي مانع جدي براي دو مأمور سعودي ايجاد مي کردند.

۳ - به نظر مي رسد حالا و پس از اين تعرض و حرمت شکني در حق نوجوان ايراني بايد براي تنبيه آل سعود و وهابيت لااقل براي مدتي سفر عمره زائران ايراني را به حالت تعليق درآورد.

۴ - در اين ماجراي تلخ احضار کاردار سفارت عربستان به وزارت خارجه کفايت نمي کند بلکه دولت، وزارت خارجه يا حداقل وزارت حج عربستان به خاطر اين اقدام شنيع مأموران سعودي بايد از ايران عذرخواهي کنند.

۵ - مسئولان کنسولي وزارت امور خارجه کشورمان و مسئولان سازمان حج بايد قاطعانه اين ماجرا را پيگيري کنند و تا دو مأمور پست و بي شرم سعودي به اشد مجازات محکوم نشده اند از انجام هيچ اقدام قانوني و حقوقي و فشار سياسي فروگذار نکنند، اين کمترين خواست و مطا لبه مردم از مسئولان است.
 6 اشد مجازات اين دو مأمور پست و بي شرم سعودي خواست و انتظار جدي مردم از دولت سعودي است. خواست و مطالبه اي که مسئولان کشورمان نيز با جديت براي تحقق آن بايد تلاش کنند.
*خراسان


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط کاظم بهادری (دودانگه) در یکشنبه بیست و سوم فروردین ۱۳۹۴ و ساعت 22:44 |

سلام وبی نهایت سلام برمهربانترین مهربانان

 

ای مهربانترین مهربانان بعداز خدا سلام روزت مبارک و فرخنده باد

 

مادرمعروف به مهربان

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط کاظم بهادری (دودانگه) در دوشنبه هفدهم فروردین ۱۳۹۴ و ساعت 23:52 |

سیزده‌به‌در

 

 

سیزده بدرنحس نیست بلکه سبز وزیباست

 

 


سیزده‌به‌در سیزدهمین روز فروردین ماه و از جشن‌های نوروزی است. در تقویم‌های رسمی ایران این روز روز طبیعت نامگذاری شده‌است و از تعطیلات رسمی است. برخی بر این باورند در این روز باید برای راندن نحسی از خانه بیرون روند و نحسی را در طبیعت به در کنند. اما برای اثبات اینکه ایرانیان قدیم هم این دیدگاه را داشتند هیچ روایت تاریخی و قابل استنادی وجود ندارد.
بعد از سیزده به در، جشن‌های نوروزی پایان می‌پذیرد.


باورهای مردم
 


حضور مردم در سیزده به در در پارک پرواز تهران
هیچ سندی وجود ندارد که مردمان نسل‌های پیشین از نحسی سیزده سخن گفته باشند، شاید در یکی دو سده اخیر به دلیل اینکه عدد ۱۳ در برخی دین‌ها و فرهنگ‌ها بدشگون پنداشته می‌شود در ایران نیز این توجیه بی‌پایه را به سیزده به در افزوده باشند.[نیازمند منبع]
فلسفه سیزده به در
به طور کلی در میان جشن‌های ایرانی جشن سیزده به در کمی مبهم است، زیرا مبنا و اساس دیگر جشن‌ها را ندارد.[۲] در کتاب‌های تاریخی اشارهٔ مستقیمی به وجود چنین مراسمی نشده‌است اما در منابع کهن اشاره‌هایی به روز سیزدهم فروردین داریم.
گفته می‌شود ایرانیان باستان در آغاز سال نو پس از دوازده روز جشن گرفتن و شادی کردن که به یاد دوازده ماه سال است، روز سیزدهم نوروز را که روز فرخنده ایست به باغ و صحرا می‌رفتند و شادی می‌کردند و در حقیقت با این ترتیب رسمی بودن دورهً نوروز را به پایان می‌رسانیدند.[۳]


تیر روز


در گاهشماری ایرانی، هر روز ماه، نام ویژه‌ای دارد.[۴] به عنوان مثال، روز نخست هر ماه، اورمزد روز و روز سیزدهم هر ماه تیر روز نامیده می‌شود و متعلق به ایزد تیر است. تیر در زبان اوستایی تیشتَریَه خوانده می‌شود، و هم نام تیشتر، ایزد باران می‌باشد.[۵] با توجه به اطلاق گرفتن نام ایزد باران، می‌توان گفت که تیر در نزد ایرانیان باستان نمادی از رحمت الهی بوده است[۶]
تیر در کیش مزدیسنی مقام بلند و داستان شیرین و دلکشی دارد و جشن بزرگ تیر روز از تیر ماه نیز که جشن تیرگان است به نام او می‌باشد.[۷]
دیرینه شناسی سیزده بدر


نگاهی به ریشهٔ اصلی جشن سیزده بدر
 
حضور مردم در سیزده به در، دریاچه سد تنگاب فیروزآباد فارس
و روز طبیعت (سینزده بدر) سنت ایرانیان باستان به مناسبت پیروزی ایزد باران بر دیو خشکسالی اَپوش می‌باشد. و از قبل از اشو زرتشت (۱۸۰۰ قبل از میلاد) مرسوم بوده، چنانچه در کتاب "از نوروز تا نوروز" پژوهش و نگارش آقای کوروش نیکنام (نماینده مجلس زرتشتیان) صفحه ۴۱- و ۴۲ آمده. «سیزدهم روز از ماه فروردین، تیر یا تِشتَر نام دارد. ایزد تیر یا تشترکه در اوستا، یَشتی هم به نام آن وجود دارد ایزد باران است و در باور پیشینیان پیش از آشو زرتشت برای این که ایزد باران در سال جدید پیروز شود و دیو خشکسالی نابود گردد باید مردمان در نیایش روز تیر ایزد از این ایزد یاد کنند و از او در خواست باریدن باران نمایند. در ایران باستان پس از برگزاری مراسم نوروزی سیزدهم که به ایزد باران تعلق داشت مردم به دشت و صحرا و کنار جویبارها می‌فتند و به شادی و پایکوبی می‌پرداختند و آرزوی بارش باران را از خداوند می‌نمودند. اکنون هم رزتشتیان از بامداد روز تِشتَر ایزد و فروردین ماه، سفره نوروزی را بر می‌چینند، خوردنی‌ها و مقداری آجیل و شیرینی‌های باقی‌مانده در سفره نوروز را با خود به طبیعت می‌برند، و شِشه سبزه‌های موجود در سفره را با خود برمی‌دارند و به دشت و صحرا و کنار چشمه‌ها یا آب‌های روان می‌روند. سبزهٔ خود را در کنار جویبارها به آب روان می‌سپارند و آرزو می‌کنند که سالی پربرکت و خرم داشته باشند. تا پسین آن روز را بیرون از خانه هستند و در طبیعت و میان سبزه و صحرا به شادمانی می‌پردازند. (توضیح: در اسطوره‌های ایرانی، ایزد باران همواره بصورت اسبی با دیو خشکسالی که دیواپوش نام دارد در جنگ و مبارزه است و اگر تیر ایزد پیروز شود، باران می‌بارد و چشمه‌ها می‌جوشند و رودها روان می‌گردند و سرسبزی را به ارمغان می‌آورند.) برگرفته از:کتاب از نوروز تا نوروز پژوهش و نگارش: کورش نیکنام انتشارات فروهر ۱۳۷۹ صفحهٔ ۴۱-۴۲»[۸]


دیدگاه‌هایی پیرامون نحس بودن سیزده
تا کنون هیچ تاریخ‌نگار و پژوهشگری دلیلی برای نحس بودن سیزده نوروز نیاورده است، بلکه وارون بر آن، بیشتر آنها روز سیزده نوروز را بسیار نیکو و فرخنده (سعد) دانسته‌اند.[۹] برای نمونه در آثار الباقیه ابوریحان بیرونی، جدولی برای سعد و نحس بودن روزها وجود دارد که در آن برای سیزدهم نوروز که تیر روز نام دارد، واژهٔ سعد به معنی نیک و فرخنده آمده‌است.[۱۰] پس از اسلام چون سیزدهم همه ماه‌های قمری را نحس می‌دانند، به نادرست سیزدهم نوروز نیز نحس پنداشته شده است.[۱۱]
پیوند با مسیحیت
برخی از پژوهشگران بر این باورند که باور به نحس بودن عدد سیزده پیامدی است که از پیوند و همسایگی با جهان مسیحیت به زرتشتیان و پس از آنان به مسلمانان راه یافته‌است. بنیاد این باور این گونه است که یهودای اسخر یوطی یکی از دوازده حواری مسیح نقشه کشید تا وی را به مخالفانش تسلیم کند و قرار بر این گذاشت که هنگامی که وارد محفل مسیح شود، او را ببوسد تا دشمنان او از این راه او را شناسایی کنند و بدین‌سان مسیح دستگیر شد. از آنجا که یهودای اسخر یوطی سیزدهمین فردی بود که به جرگه مسیح و یازده شاگرد دیگرش در آمده بود و با پیوستن نفر سیزدهم بود که مسیح گرفتار و محاکمه و مصلوب شد، عیسویان عدد سیزده را شوم و بدشگون می‌دانند.[۱۲]


بررسی علمی انطباق پوریم و سیزدهم فروردین


براساس تقویم یهود واقعهٔ پوریم در ۱۳ اَدار سال ۳۴۰۵ عبری[۱۳] معادل با ۲۵ فوریه ۳۵۵ قبل از میلاد و ۶ اسفند سال ۹۷۷ قبل از هجری شمسی، اتقاق افتاده که با تاریخ ۱۳ فروردین آنزمان دقیقاً ۳۷ روز اختلاف وجود دارد. البته با توجه سالهای کبیسه عبری احتمال اینکه در بعضی سالهای دیگر، این دو کمی به هم نزدیکتر یا دورتر شوندهست اما در طول تاریخ، "این دو واقعه هیچگاه برهم منطبق نمی‌شوند". واصولا پوریم یک عید زمستانی است تا بهاری.
واژه سیزده به در
مشهور است که واژهٔ سیزده به در به معنای «در کردن نحسی سیزده» است. اما وقتی به معانی واژه‌ها نگاه کنیم برداشت دیگری از این واژه می‌توان داشت. «در» به جای «دره و دشت» می‌تواند جایگزین شود. به عنوان مثال علامه دهخدا، واژه «در و دشت» را مخفف «دره و دشت» می‌داند.[۱۴]
چو هر دو سپاه‌اند آمد ز جای        تو گفتی که دارد در و دشت پای[۱۵]

یکی از معانی واژه «به»، «طرف و سوی» می‌باشد.[۱۶] مانند اینکه می‌گوییم «به فروشگاه».
پس با نگاهی کلی می‌توان گفت واژه «سیزده به در» به معنای «سیزدهم به سوی در و دشت شدن» می‌باشد که همان معنی بیرون رفتن و در دامان طبیعت سر کردن را می‌دهد.


پیشینه


در کتاب‌های تاریخی پیش از قاجار اشارهٔ مستقیم و دقیقی به وجود چنین مراسمی نشده‌است اما مهرداد بهار در کتاب «از اسطوره تا تاریخ» خود اشاره‌ای کوتاه به جشن و پایکوبی مردم در اماکن عمومی و حتی بی‌روپوش و روبنده در خیابان آمدن زنان در دوران صفوی می‌کند[۱۷] که این موضوع نزدیک به آیین‌های سیزده به در می‌باشد.
 
Sabzeh, displayed during Nowruz
دورهٔ قاجار
عبدالله مستوفی در کتاب شرح زندگانی من چگونگی انجام این مراسم در دورهٔ قاجار را با جزئیات شرح داده‌است.[۱۸] ادوارد یاکوب پولاک هم درباره مراسم سیزده‌به‌در چنین می‌نویسد:
سرانجام روز سیزدهم، یعنی آخرین روز عید فرا می‌رسد. مطابق با یک رسم کهن گویا تمام خانه‌ها در چنین روزی معروض خطر ویرانی هستند. به همین دلیل همه از دروازهٔ شهر خارج می‌شوند و به باغ‌ها روی می‌آورند.[۱۹]
آیین‌های سیزده‌به در
 
ایرانیان مقیم هند سبزه ۱۳ بدر را در رودگنگ و یموناجمنا می‌اندازند
این رویداد دارای آیین‌های ویژه‌ای است که در درازای تاریخ پدید آمده و اندک اندک چهره سنت به خود گرفته است. از آن جمله می‌توان آیین‌های زیر را برشمرد.
    گره زدن سبزه
•    سبزه به رود سپردن
•    خوردن کاهو و سکنجبین
•    پختن خوراک‌های گوناگون به ویژه آش رشته
•    پرتات ۱۳ عدد سنگ (مخصوص مناطق کردنشین')
سبزه گره زدن
یکی از آیین‌های این روز سبزه گره زدن است که بیش‌تر جوانان در این روز این کار را انجام می‌دهند. گره زدن سبزه به معنای گره زدن زندگی با طبیعت است که هیمشه سبز و شاداب باقی بمانیم
فلسفه سبزه گره زدن
افسانهٔ آفرینش در ایران و مسألهٔ نخستین بشر و نخستین شاه و دانستن روایاتی دربارهٔ کیومرث حائز اهمیت زیادی است. در اوستا چندین بار از کیومرث سخن به میان آمده و او را اولین پادشاه و نیز نخستین بشر نامیده است. گفته‌های حمزه اصفهانی در کتاب سنی ملوک الارض و الانبیا صفحات ۲۹ -۲۳ و گفته‌های آثار الباقیه بر پایهٔ همان آگاهی است که در منابع پهلوی وجود دارد. مشیه و مشیانه که دختر و پسر دوقلوی کیومرث بودند، روز سیزدهم فروردین برای اولین بار در جهان با هم ازدواج نمودند. در آن زمان چون عقد و نکاحی شناخته شده نبود آن دو به وسیلهٔ گره زدن دو شاخهٔ مورد، پایهٔ ازدواج خود را بنا نهادند و چون ایرانیان باستان از این راز بخوبی آگاهی داشتند، آن مراسم را - بویژه دختران و پسران دم بخت - انجام می‌دادند و امروز هم دختران و پسران برای بستن پیمان زناشویی نیت می‌کنند و علف گره می‌زنند.[۲۰] در مناطق کردنشین در پایان روز سیزده بدر ۱۳عدد سنگ رابه پشت سر پرتاب می‌کنند بدین معنا که آرزو می‌کنند که بلایا و نواحس از شخص دور شود و به ازای هر سنگ یک آرزوی نیک می‌کنند.


چهارده‌به‌در
چهارده‌به‌در اصطلاحی است که به جای سیزده‌به‌در در مواردی به کار می‌رود و منظور آن گشت و گذار در طبیعت در روز ۱۴ فروردین است. برخی اهالی خرم‌آباد به جای سیزدهم فروردین، روز چهاردهم را به تفریح در طبیعت اختصاص می‌دهند آنها ۱۳ فروردین را در خانه می‌مانند و آن را سیزده غریب می‌نامند. این به این مفهوم است که در این روز مردم غیر بومی خرم‌آباد برای تفریح بیرون می‌روند و خود خرم‌آبادی‌ها یک روز بعد به دامن طبیعت می‌روند.[۲۱]


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط کاظم بهادری (دودانگه) در چهارشنبه دوازدهم فروردین ۱۳۹۴ و ساعت 14:8 |

Traduction بخشهایی AZ publication کوروش ligne 20 : de la mère, کوروش پادشاه Jahan, le grand, Shah پادشاه twanmnd, brhak, Shah de Babylone, Sumer et اکد Shah, Shah چهارسوی (Jean). Ligne 21 : پادشاه de پادشاه grande, Pedram کمبوجیه, Anshan, a noté ' کوروش, grand, پادشاه پادشاه Anshan, نبیره-ye چیش pish, grand, پادشاه پادشاه Anshan, ligne 22: AZ دودمانی Ke hamisheh پادشاه bodnd, (à partir de Kasi houis) Ke مردوک, nebo (خدایان Babylone) فرمانروایی ash RA utilisateurs می durand et BA خرسندی قلبی. پادشاهی chaque khwastarnd de la région. انگاه KE sans-e et پیکار shadm Ward Babylone, ligne 23 : der پایکوبی der شادی et Mian-kakhe شاهی (Babel) est sous nshastm. مردوک, grande خدای, volonté coeur Ke کرد sharsar AZ eshgh baraye Babylone par la majorité et où est passé ou (مردوک) OL نیایش کردم. Ligne ۲۴ : grande arche de la ارامی Ward Babylone tuck. نگذاشتم gear-gamme papier Mardom keshvar Sommer et اکد quartier اید.  Ligne 25 : der برقراری de magistrat Treiber de Babylone et (سایر) شهرهای-e keshvar کوشیدم sacrée elle être ou devenir généreux. Der اهالی Ke de Babylone ou de ressource (نبونید), c'est l'ol ' بیگاری گماشته iPod, où volonté (بیگاری) ' خدایان et drkhor Mardom BND.  Ligne ۲۶ : de la tourmente, Annan a été RA Sophie Payan AZ بیگاری رهانیدم. مردوک, un...

+ نوشته شده توسط کاظم بهادری (دودانگه) در چهارشنبه دوازدهم فروردین ۱۳۹۴ و ساعت 13:37 |

بزرگترین امپراتور جهان ومقبره او در 40کیلومتری شیراز استخر فارس

 

پاسارگاد

 

محل دفن امپراطوران بزرگ ایران و جهان در نقش رستم

 

30 کیلومتری شیراز (خشایار.داریوش اول تا سوم

 

تخت جمشید کاخهای بزرگ امپراطوران هخامنشی 30کیلومتری شیراز.

Traduction بخشهایی AZ publication کوروش ligne 20 : de la mère, کوروش پادشاه Jahan, le grand, Shah پادشاه twanmnd, brhak, Shah de Babylone, Sumer et اکد Shah, Shah چهارسوی (Jean). Ligne 21 : پادشاه de پادشاه grande, Pedram کمبوجیه, Anshan, a noté ' کوروش, grand, پادشاه پادشاه Anshan, نبیره-ye چیش pish, grand, پادشاه پادشاه Anshan, ligne 22: AZ دودمانی Ke hamisheh پادشاه bodnd, (à partir de Kasi houis) Ke مردوک, nebo (خدایان Babylone) فرمانروایی ash RA utilisateurs می durand et BA خرسندی قلبی. پادشاهی chaque khwastarnd de la région. انگاه KE sans-e et پیکار shadm Ward Babylone, ligne 23 : der پایکوبی der شادی et Mian-kakhe شاهی (Babel) est sous nshastm. مردوک, grande خدای, volonté coeur Ke کرد sharsar AZ eshgh baraye Babylone par la majorité et où est passé ou (مردوک) OL نیایش کردم. Ligne ۲۴ : grande arche de la ارامی Ward Babylone tuck. نگذاشتم gear-gamme papier Mardom keshvar Sommer et اکد quartier اید.  Ligne 25 : der برقراری de magistrat Treiber de Babylone et (سایر) شهرهای-e keshvar کوشیدم sacrée elle être ou devenir généreux. Der اهالی Ke de Babylone ou de ressource (نبونید), c'est l'ol ' بیگاری گماشته iPod, où volonté (بیگاری) ' خدایان et drkhor Mardom BND.  Ligne ۲۶ : de la tourmente, Annan a été RA Sophie Payan AZ بیگاری رهانیدم. مردوک, un...


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط کاظم بهادری (دودانگه) در چهارشنبه پنجم فروردین ۱۳۹۴ و ساعت 14:19 |

مژده     مژده 

 

مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید   زان بوی خوشش بوی کسی می آید

مژده دهید که بوی مسافران نوروزی وگردشگران به درسجین کهن از

طریق گردشگری استان زنجان راهنمایی وهمراهی خواهند شد.

لازم است که یک سری صنایع دستی غذاهای محلی جهت پزیرایی وارئه سنت باستانی مردمان آریایی عرضه شود.

چنداصله درخت همیشه بهارهم با همکاری دوستان ازجمله حسین اقا معروف به حسین سیبیل درمحوطه بهشت فاطمه درسجین کهن کاشته شد که درآینده نزدیک کلیه این درختان قطره ای می شوند .

 

گردش کنید تا دنیا دیده با تجربه وسر زنده باشید


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط کاظم بهادری (دودانگه) در شنبه یکم فروردین ۱۳۹۴ و ساعت 20:27 |


 
جشن نوروز
 

نوروز بر تمام آریائیان ودرسجین کهن مبارک باد سالی پر از نعمت

وصفا را برایتان از پروردگار وخالق اسمان وزمین

آرزومندم

تاریخچه عید را باهم می خوانیم وجشن می گیریم

 

نوروزتان مبارک

 

سلام برایرانیان وکشورهای همسایه که روز عید را جشن می گیرند

از جمله کشور ایران عزیز. تاجیکستان.پاکستان .افقانستان.سوریه وعراق

باتمام وجود سالروز تاریخی وخورشیدی را بر همگان تبریک وسال پر از شور وشوق وارامش سلامتی وامنیت رابرایتان از خداوند عزوجل آرزو دارم

نوروز برهمه ایرانیان مسلمان مبارک باد

 

میراث فرهنگی و معنوی بشر
 
نگاره مراسم پیشکش هدایا به پادشاه ایران در تخت جمشید. برخی از ایرانشناسان معتقدند که تخت‌جمشید برای برپایی جشن نوروز ساخته شده است.[۱]

 
هفت سین

جزئیات
بخش    آسیا و اقیانوسیه

اطلاعات یونسکو
کد    ۰۰۲۸۲

تاریخ ثبت    ۲۰۰۹
معیار    R.1 ,R.2 ,R.3 ,R.4 ,R.5
وضعیت    پابرجا
پانویس
مرسوم در

 


 ایران،  تاجیکستان،   افغانستان


 آذربایجان،  هند،  قرقیزستان


 پاکستان،  ترکیه،  عراق


 سوریه

نوروز برابر با اول فروردین ماه (روزشمار خورشیدی)، جشن آغاز سال نوی ایرانی و یکی از کهن‌ترین جشن‌های به جا مانده از دوران ایران باستان است.
خاستگاه نوروز در ایران باستان است و هنوز هم مردم مناطق مختلف فلات ایران، نوروز را جشن می‌گیرند. امروزه زمان برگزاری نوروز، در آغاز فصل بهار است.
نوروز در ایران و افغانستان آغاز سال نو محسوب می‌شود و در برخی دیگر از کشورها تعطیل رسمی است.
بنا به پیشنهاد جمهوری آذربایجان،[۲] مجمع عمومی سازمان ملل در نشست ۴ اسفند ۱۳۸۸ (۲۳ فوریه ۲۰۱۰) ۲۱ ماه مارس را به‌عنوان روز جهانی عید نوروز، با ریشهٔ ایرانی به‌رسمیت شناخت و آن را در تقویم خود جای داد.
در متن به تصویب رسیده در مجمع عمومی سازمان ملل، نوروز، جشنی با ریشه ایرانی که قدمتی بیش از ۳ هزار سال دارد و امروزه بیش از ۳۰۰ میلیون نفر آن را جشن می‌گیرند توصیف شده‌است.[۳]
پیش از آن در تاریخ ۸ مهر ۱۳۸۸ خورشیدی، نوروز توسط سازمان علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد، به عنوان میراث معنوی، به ثبت جهانی رسیده‌بود.[۴] در ۷ فروردین ۱۳۸۹ نخستین دورهٔ جشن جهانی نوروز در تهران بر‌گزار شد و این شهر به عنوان «دبیرخانهٔ نوروز» شناخته شد.

وضعیت تابش خورشید و برابری روز و شب در اعتدال بهاری


نوشتار(های) وابسته: مبنای محاسبه نوروز و اعتدال بهاری
جشن نوروز با تحویل سال یا لحظهٔ اعتدال بهاری آغاز می‌شود. در دانش ستاره‌شناسی، اعتدال بهاری یا اعتدال ربیعی در نیم‌کره شمالی زمین به لحظه‌ای گفته می‌شود که خورشید از صفحه استوای زمین می‌گذرد و به سوی شمال آسمان می‌رود. این لحظه، لحظه اول برج حمل نامیده می‌شود،[۵] و در گاه‌شماری هجری خورشیدی، لحظه تحویل سال، تعیین کننده نخستین روز (هرمز روز یا اورمزد روز) از ماه فروردین است. چنانچه آغاز سال، قبل از ظهر و در نیمه اول شبانه روز تحویل شود، همانروز نوروز است و در صورتیکه تحویل سال بعد از ظهر باشد، فردای آن روز، نوروز است. نوروز در تقویم میلادی با ۲۰، ۲۱ یا ۲۲ مارس مطابقت دارد.[۶]
در کشورهایی مانند ایران و افغانستان که گاه‌شماری هجری خورشیدی به کار برده می‌شود، نوروز، روز آغاز سال نو است. اما در کشورهای آسیای میانه و قفقاز، تقویم میلادی متداول است و نوروز به عنوان آغاز فصل بهار جشن گرفته می‌شود و روز آغاز سال محسوب نمی‌شود.[۷]


واژهٔ نوروز


واژه نوروز، از فارسی میانه nwklwc (آوانویسی: nōgrōz) است که برگرفته از زبان اوستایی بوده. مورخان، معادل اوستایی آن را 𐬥𐬀𐬎𐬎𐬀𐬐𐬀 𐬭𐬀𐬊𐬗𐬀𐬵 navaka raocah حدس می‌زنند.[۸]
امروزه در فارسی این واژه در دو معنی به‌کار می‌رود:[۹]
۱) نوروز عام: روز آغاز اعتدال بهاری (برابری شب و روز) و آغاز سال نو
۲) نوروز خاص: روز ششم فروردین با نام «روز خرداد»
ایرانیان باستان از نوروز به عنوان «ناوا سرِدا» به معنی سال نو یاد می‌کردند. مردمان ایرانی آسیای میانه در دوره‌های سغدیان و خوارزمشاهیان، نوروز را نوسارد و نوسارجی، به معنای سال نو می‌نامیدند.[۱۰]
در متن‌های گوناگون لاتین، بخش نخست واژه نوروز با املای No، Now، Nov وNew Naw و بخش دوم آن با املای Ruz، Rooz و Rouz نوشته شده‌است. در برخی از موارد، این دو بخش پشت سر هم و در برخی نیز با فاصله نوشته می‌شوند. در کشورهای مختلف تلفظ نوروز متفاوت است. در شهر لکنو هند که هر ساله نوروز برگزار می شودو هفته نامه ای هم با نام نوروز دارد آنرا بصورت Nauroz تلفظ می کنند که به تلفظ زبان دری نزدیک است. به باور احسان یارشاطر، بنیان‌گذار دانشنامه ایرانیکا، نگارش این واژه در الفبای لاتین با توجه به قواعد آواشناسی، به شکل Nowruz توصیه می‌شود (که البته وی تلفظ فارسی ایران را مبنا قرار داده است). این شکل از املای واژه نوروز، هم‌اکنون در نوشته‌های یونسکو و بسیاری از متون سیاسی به کار می‌رود.[۱۱]
نوروز در فارسی میانه /no:g ro:z/ بوده است. در فارسی ایران این واژه به صورت [nou̯ɾu:z] (در گفتار عامیانه، [no:ɾu:z])، در فارسی افغانستان به صورت [næu̯ɾo:z] و در فارسی تاجیکی به صورت [næu̯ɾʉz] یا [næu̯ɾɵz] تلفظ می‌شود (تلفظ‌ها به آی‌پی‌ای هستند).


پیشینه


منشأ و زمان پیدایش نوروز، به درستی معلوم نیست. برخی از روایت‌های تاریخی، آغاز نوروز را به بابلیان نسبت می‌دهد. بر طبق این روایت‌ها، رواج نوروز در ایران به سال ۵۳۸ (قبل از میلاد) یعنی زمان حمله کوروش بزرگ به بابل باز می‌گردد. همچنین در برخی از روایت‌ها، از زرتشت به‌عنوان بنیان‌گذار نوروز نام برده شده‌است.[۱۲]
در زمان سلسله هخامنشیان
کوروش بزرگ، نوروز را در سال ۵۳۸ (قبل از میلاد)، جشن ملی اعلام کرد. وی در این روز برنامه‌هایی برای ترفیع سربازان، پاکسازی مکان‌های همگانی و خانه‌های شخصی و بخشش محکومان اجرا می‌نمود.[۱۳] این آیین‌ها در زمان دیگر پادشاهان هخامنشی نیز بر‌گزار می‌شد. در زمان داریوش یکم، مراسم نوروز در تخت جمشید بر‌گزار می‌شد. البته در سنگ‌نوشته‌های به‌جا مانده از دوران هخامنشیان، به‌طور مستقیم اشاره‌ای به برگزاری نوروز نشده‌است.[۱۴] اما بررسی‌ها بر روی این سنگ‌نوشته‌ها نشان می‌دهد که هخامنشیان با جشن‌های نوروز آشنا بودند[۱۵] و جشن نوروز را با شکوه برپا می‌کردند.[۱۶][۱۷] شواهد نشان می‌دهد داریوش اول هخامنشی، به مناسبت نوروز سال ۴۱۶ (قبل از میلاد)، سکه‌ای از جنس طلا ضرب نمود که در یک سوی آن سربازی در حال تیراندازی نشان داده شده‌است.[۱۸]
در دوران هخامنشی، جشن نوروز در بازهٔ زمانی میان ۲۱ اسفند تا ۱۹ اردیبهشت بر‌گزار می‌شد.[۱۷]
برخی از پژوهشگران (هرتسفلد، کرفتر، اردمن، گیرشمن و پرادا) مدعی هستند که تخت جمشید برای انجام مراسم نوروز ساخته شده است؛ در حالی دیگر پژوهشگران (نیلاندر، کامایر، موسوی) هرگونه مدرکی برای جشن گرفتن نوروز در دوره هخامنشی را انکار می‌کنند.[۱۹]


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط کاظم بهادری (دودانگه) در پنجشنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۹۳ و ساعت 18:40 |


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط کاظم بهادری (دودانگه) در شنبه نهم اسفند ۱۳۹۳ و ساعت 20:15 |
دانلود کتاب_تاریخی_درسجین_کهن بنام  بهشت گم شده من

 

 

دانلود کتاب

 

 

+ نوشته شده توسط کاظم بهادری (دودانگه) در پنجشنبه سی ام بهمن ۱۳۹۳ و ساعت 23:16 |

ورزشکاران نوروزتان پیروز باد

 

تدارکات تیم فوتبال درسجین 23بهمن جهت جام نوروزی شکل گرفت      

لطفا به ما بپیوندیدتا ورزشکار وسالم بمانید هیات ورزش همگانی درسجین کهن

سلام دمتان گرم  جاتان نرم  عیدتان مبارک  عجب جای دارید. ماشالله به این صفا وصمیمیت بدرود

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط کاظم بهادری (دودانگه) در سه شنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۳ و ساعت 20:38 |

نوروز 1394 مبارک باد

 

جشن بزرگ وزیبای آریایی عید نوروز1394برایرانیان عزیز مبارک

 

به استقبال نوروز باستانی  وآیین زیبای آریاییی می رویم

 

 

 

 

 

باب اسفنجی کارتون دوست داشتنی بچه های امروز

 

بچه های کوچولو هر روزتان نوروز باد

 

کوچولوهای عزیز نوروزتان مبارک باشه بابا اسفنجی برای شادی شماست امیدوارم

همیشه شاد وسلامت باشید در کنار خانواده

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط کاظم بهادری (دودانگه) در دوشنبه ششم بهمن ۱۳۹۳ و ساعت 13:38 |

به نام خداوند پاک

 

هیچ کس بردیگری برتری ندارد

 

مگردر تقوا نزد خدا

 

اهالی محترم روستای باستانی وتوریستی درسجین کهن کتاب هشت بهشت نوشته شده سال 88 به بهشت گم شده من با تاریخ جدیدتر واطلاعات جدید همراه با عکس در خدمت شماست وبخاطر شماست بی منت افخاریست برای من حقیر لطفا مطالعه کنید وانتقاد وپیشنهادات خود را حتما ارسال فرمایید من متمئنم شما بیشتر می دانید .

منتظرتان هستم تا اشتباهاتم را جبران کنم زنده باد آزادی

کتاب_تاریخی_درسجین_کهن بنام بهشت گم شده من_20بهمن1393_1.pdf

 

دانلود

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط کاظم بهادری (دودانگه) در سه شنبه سی ام دی ۱۳۹۳ و ساعت 17:21 |

 

 

چهلمین روز شهادت سرور و سالار شهیدان را به ملت مسلمان ایران تسلیت عرض می نماییم


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط کاظم بهادری (دودانگه) در پنجشنبه بیستم آذر ۱۳۹۳ و ساعت 20:29 |

 جشن های ایران باستانی

 

 


 
 
 
نوروز باستانی


جشن زايش زردشت اسپنتمان


هفت سين


سيزده به در


ارديبهشتگان


تيرگان


امردادگان


شهریورگان

نوروز باستانی

 


 
هفت سين
هفت سين به معناي هفت قلم شيئي كه نام آن‌ها با حرف «س» (سين) آغاز مي‌شود، يكي از اجزاي اصلي آيين‌هاي سال نو است كه بيشينه‌ي ايرانيان آن را برگزار مي‌كنند. اين اقلام سنتاً در سفره‌ي هفت سين چيده و به نمايش گذاشته مي‌شوند. اين سفره‌اي است كه هر خانواده‌اي بر روي زمين (يا بر روي ميز) در اتاقي كه معمولاً به ميهمانان گرامي اختصاص داده شده مي‌گسترد و اين اقلام بر روي آن قرار داده مي‌شود: در بالاي سفره (در دورترين فاصله از در) آينه‌اي گذاشته مي‌شود، كه در دو طرف آن شمع‌دان‌هايي داراي شمع نهاده شده (سنتاً مطابق با شمار فرزندان خانواده)، در پايين آن نسخه‌اي از قرآن (از شاهنامه يا ديوان حافظ نيز استفاده مي‌شود)، تُنگي كه معمولاً حاوي يك ماهي لايي (بسياري از خانواده‌ها يك كوزه آب باران را كه قبلاً جمع آوري شده و/ يا كاسه آبي كه حاوي برگ سبز انار، نارنج، يا شمشاد است نيز مي‌افزايند)، ظرف‌هاي حاوي شير، گلاب، عسل، شكر، و (1، 3، 5 يا 7 عدد) تخم مرغ رنگ‌آميزي شده گذاشته مي‌شود. مركز سفره عموماً با گل‌داني از انواع گل‌ها، معمولاً سنبل و شاخه‌هاي بيدمشك فروگرفته مي‌شود. كنار آن، سبزه و دست‌كم شش قلم ديگر كه با حرف سين آغاز مي‌شوند (تشريح شده در زير)، ظرفي حاوي ميوه (سنتاً سيب، پرتقال، انار، و به)، چند نوع نان (اغلب شيرين)، ماست و پنير تازه، شيريني‌هاي گوناگون، آجيل (مخلوط خشك و بو داده شده‌ي تخم‌هاي نخودچي، خربزه، گندم برشته، برنجك، و فندق و گردو، كه همگي با كشمش آميخته ‌شده‌اند) قرار داده مي‌شود.  (ادامه)
     مهرگان


آبانگان


آذرگان


جشن دیگان


شب يلدا


جشن سده


بهمنگان


سپندارمذگان(اسفندگان)


چهارشنبه سوری

 

 


 
جشن زایش اشو زردشت
ششمین روز فروردین که بنا به نظر بسیاری محققان و موبدان زرتشتی، سالروز تولد زردشت اسپنتمان است، به نوروز بزرگ معروف است. دراین روز زردشیان در آتشكده‌های هر شهر گردهم می آیند، به سخنراني‌هاي مذهبي گوش مي‌دهند، اوستا مي‌خوانند و تولد پيامبرشان را جشن مي‌گيرند. آب پاشیدن به همدیگر، دود کردن اسپند و پخش کردن سنجد و آویشن نیز از دیگر مراسم‌های این جشن است.
گاتاخواني، دف زني و سخنراني در مورد تاريخچه نوروز و جشن زايش زردشت از جمله برنامه‌هاي اين مراسم می باشد. حضور در نيايشگاه شاور اهرام ايزد و ساير نيايشگاه‌ها و مكان‌هاي مقدس ديني در صبح روز ششم فروردين از ديگر آيين‌هاي بزرگداشت زايش زردشت است، كه در همه شهرهاي زردشتي نشين برگزار مي‌شود.


    

 
سیزده به در
جشن سيزده فروردين ماه روز بسيار مبارک و فرخنده است. ايرانيان چون در مورد اين روز آگاهي کمتري دارند آن روز را نحس مي دانند و براي بيرون کردن نحسي از خانه و کاشانهً خود کنار جويبارها و سبزه ها مي روند و به شادي مي پردازند. تا کنون هيچ دانشمندي ذکر نکرده که سيزده نوروز نحس است. بلکه قريب به اتفاق روز سيزده نوروز را بسيار مسعود و فرخنده دانسته اند. مثلا در صفحهً 266 آثار الباقيه جدولي براي سعد و نحس آورده شده که در آن سيزده نوروز که تير روز نام دارد کلمهً ( سعد ) به معني فرخنده آمده و به هيچ وجه نحوست و کراهت ندارد.  بعد از اسلام چون سيزدهً تمام ماه ها را نحس مي دانند به اشتباه سيزده عيد نوروز را نيز نحس شمرده اند. وقتي دربارهً نيکويي و فرخنده بودن روز سيزدهم نوروز بيشتر دقت و بررسي کنيم مشاهده  مي شود موضوع بسيار معقول و مستند به سوابق تاريخي است. سيزدهم هر ماه شمسي که تير روز ناميده مي شود مربوط به فرشتهً بزرگ و ارجمندي است که " تير " نام دارد و در پهلوي آن را تيشتر مي گويند. فرشتهً مقدس تير در کيش مزديستي مقام بلند و داستان شيريني دارد. ايرانيان قديم پس از دوازده روز جشن گرفتن و شادي کردن که به ياد دوازده ماه سال است، روز سيزدهم نوروز را که روز فرخنده ايست به باغ و صحرا مي رفتند و شادي مي کردند و در حقيقت با اين ترتيب رسمي بودن دورهً نوروز را به پايان ميرسانيدند.
      
سبزه گره زدن


افسانهً آفرينش در ايران باستان و مسئلهً نخستين بشر و نخستين شاه و دانستن رواياتي دربارهً کيومرث حائز اهميت زيادي است. در اوستا چندين بار از کيومرث سخن به ميان آمده و او را اولين پادشاه و نيز نخستين بشر ناميده است. گفته هاي حمزه اصفهاني در کتاب سني ملوک الارض و انبياء و گفته هاي مسعودي در کتاب مروج الذهب جلد دوم و بيروني در کتاب آثار الباقيه بر پايهً همان آگاهي است که در منابع پهلوي وجود دارد. مشيه و مشيانه که پسر و دختر دوقلوي کيومرث بودند روز سيزده فروردين براي اولين بار در جهان با هم ازدواج نمودند. در آن زمان چون عقد و نکاحي شناخته شده نبود آن دو به وسيله گره زدن دو شاخه پايهً ازدواج خود را بنا نهادند. اين مراسم را بويژه دختران و پسران دم بخت انجام ميدادند و امروز هم دختران و پسران براي بستن پيمان زناشويي نيت مي کنند و علف گره مي زنند. اين رسم از زمان کيانيان تقريباً متروک شد ولي در زمان هخامنشيان دوباره شروع شده و تا امروز باقي مانده است. در کتاب مجمل التواريخ چنين آمده " اول مردي که به زمين ظاهر شد پارسيان او را کل شاه گويند. پسر و دختري از او ماند که مشيه و مشيانه نام گرفتند و روز سيزدهً نوروز با هم ازدواج کردند و در مدت پنجاه سال هيجده فرزند بوجود آوردند و چون مردند جهان نود و چهار سال بي پادشاه بماند " . چنانکه در بحث جشن نوروز اشاره شد کردهاي ايران و عراق که زرتشت را از خود مي دانند روز سيزدهم فروردين را جزو جشن نوروز به حساب مي آورند. (ادامه)
      
جشن ارديبهشتگان 



جشن ارديبهشتگان كه يكي از جشن هاي بزرگ ديني زرتشتيان است ، با برابري روز و ماه ارديبهشت، يعني دوم اريبهشت ماه تقويم فصلي هماهنگ است.اين روز بزرگ يادآور فروزهء اهورايي ارديبهشت يا اشه وهيشته و ويژگيهاي آن يعني بهترين راستي و پاكي مي باشد.ارديبهشت، دومين امشاسپند، داراي انگاره اي مادي است به نام آتش يا آذر، فروغي خدا داده كه گرمي بخش و فروزان و پاك كننده و در يك كلام زندگي بخش است و پرتوهاي نوراني آن هستي را از نيستي جدا مي گرداند وراست را از دروغ باز مي شناساند. پس بجاست كه آتش را نموداري از آن داده بزرگ بدانيم.
بهترين راستي برترين نعمتي است كه دست يابي به آن يعني پيروزي بزرگ و اين پيروزي شايسته جشني است بس بزرگتر با نام جشن ارديبهشتگان يا جشن اخلاق.
نگارش : راشين جهانگيری     
جشن تيرگان

 


اين جشن ميان زرتشتيان دوره اي ده روزه داشت و از تير روز از تيرماه ، روز سيزدهم شروع و به باد ايزد يعني روز بيست و دوم پايان مي گرفت. زرتشتيان تيرگان را “ تير و جشن Tiru-Jashn ” مي نامند و برايش اهميت فراواني قايل اند. لباس و پوشاك نو مي پوشند و نقل و شيريني و ميوه و خوراك هاي سنتي و ويژه مي پزند. پيش از اين روز خانه را خوب پاكيزه نموده و بامدادان شست و شو مي كنند و خواندن دو نيايش “ خورشيد نيايش ” و “ مهرنيايش” از اوستا را بسيار نيكو مي دانند
شايد “ تير و جشن” يكي از شادترين جشن هاي كهن ايراني بوده باشد. در اين جشن بيش از همه بچه ها بهره مي بردند با تارهاي نخي و رنگيني كه به مچ دست مي بستند در كوچه ها و خانه ها و بامها مي دويدند ، ترانه مي خواندند و كنار نهرها و جويها و تالاب ها به هم آب مي پاشيدند و يا به آب مي پريدند .  (ادامه)

 


     
جشن امردادگان
3 امرداد:
واژه اوستايی امرداد،(امرتاته- Amertata) است که به معنی بي مرگي است و اگر الف آن را که پیشوند نفی است از قلم بیندازیم معنی آن عوض شده و فرشته بی مرگی و جاودانگی به دیو نیستی و مرگ تغییر شکل می دهد. زیرا همانطور که امرداد به معنای بی مرگی است مرداد معنی مرگ می دهد.بنابراین شایسته است که این کلمه را امرداد بخوانیم، و چون امرداد فرشته جاودانگی و بی مرگی می باشد، در عالم جسمانی نگهبانی گیاهان و روییدنی ها و آبادانی و افزایش دار و درخت با اوست. نیاکان ما در این روز به باغ ها و مزارع خرم و دلنشین می رفتند و پس از نیایش به درگاه اهورامزدا طی مراسمی این جشن را با شادی و سرور در هوای پاک و در دامن طبیعت برگزار می کردند.
 منبع: سالنمای راستی
      
جشن شهریورگان

 


شهریور‌روز از شهریورماه یا چهارمین روز این ماه، برابر است با جشن شهریورگان که از آیین‌ها و مراسم وابسته به آن هیچگونه آگاهی در دست نیست. برگزار نشدن آیین‌های جشن شهریورگان توسط ایرانیان در زمانی طولانی، موجب شده است تا همه جزئیات آن به فراموشی سپرده شود و حتی در متون کهن نیز آگاهی‌های چندانی در باره آن فرا دست نیاید.
نام شهریور در متون اوستایی به گونه «خْـشَـتْـرَه ‌وَئیریَـه» آمده که به معنای تقریبی «شهر و شهریاری (شهرداری) آرمانی و شایسته» است. چنین می‌نماید که این اندیشه‌ و آرمان، خاستگاه نظریه‌های افلاطون و فارابی در زمینه «آرمان‌شهر» یا «مدینه فاضله» بوده باشد. نام شهریور چند بار به همین معنا در «گاتها»ی زرتشت نیز آمده است و بعدها در اوستای نو، او را به گونه‌ای تشخص‌یافته به پیکر یکی از امشاسپندان در می‌آورند. (ادامه)

 


      
مهرگان: عيد جوانان و آينده سازان

روز هاي ماه در ايران باستان نام هاي خاص داشتند و ازجمله روز شانزدهم هر ماه «مهر» بود. بنابراين «روز مهر» در ماه مهر (شانزدهم)، مهمترين روز آيين هاي مهرگان بود. آيين هاي مهر (جشن هاي مهرگان) پس از نوروز، مهمترين عيد ملي ايرانيان بوده است. نوروز با بهار و شكوفه و نويد بركت آغاز مي شد و مهرگان به خاطر پايان رسيدن كار جمع آوري محصول و آغاز شش ماهه شب هاي طولاني تر و سرما.

«مهرگان» ويژه آيين هاي سپاسگزاري به درگاه خداوند [اهورامزدا] است كه اين همه نعمت را به انسان ارزاني داشته و نيز استفاده از اين فرصت براي تحكيم دوستي ها، محبت ها و عواطف انساني بوده است. به نظر بسياري از مورخان، «مهرگان» آيين الزام ايرانيان به دوستي كردن و مهر ورزيدن به يكديگر هم به شمار مي آيد. در گذشته، در روزهاي مهرگان (4 تا 6 روز) مردم مهماني هاي بزرگ برپا مي كردند و پذيرايي با ميوه تازه در مهرگان و ميوه خشك (آجيل و خشكبار) در نوروز؛ رسم تغييرناپذير ايرانيان از عهد باستان بوده است.  (ادامه)
      
جشن آبانگان
 4 آبان ماه

 


آبان به معنای آب و هنگام آب است و یکی از عناصر پاک کننده نزد زردشتیان است. درباره پیدایش جشن آبانگان روایت است که در پی جنگ های طولانی بین ایران و توران، افراسیاب تورانی دستور داد تا کاریزها و نهرها را ویران کنند. پس از پایان جنگ پسر تهماسب که زو نام داشت دستور داد تا کاریزها و نهرها را لایروبی کنند و پس از لایروبی آب در کاریزها روان گردید. ایرانیان جاری شدن آب را جشن گرفتند. در روایت دیگری آمده است که پس از هشت سال خشکسالی در ماه آبان باران آغاز به باریدن نمود و از آن زمان جشن آبانگان پدید آمد. زردشتیان در این روز همانند سایر جشن ها به آدریان ها می روند و پس از آن به کنار جوی ها و نهرها رفته با خواندن اوستای آب زور (بخشی از اوستا) که توسط موبد خوانده می شود، اهورامزدا را ستایش کرده و درخواست فراوانی آب و نگهداری آن را می نمایند و پس از آن به شادی می پردازند.

منبع :

سالنمای راستی   

 

 
جشن آذرگان
3 آذر ماه
آذر به چم(معنی) آتش است. و یکی دیگر از چهار آخشیج(عنصر پاک کننده) نزد زردشتیان می باشد. از آنجا که آتش بهترین و سریع ترین عنصر پاک کننده و گرما است از زمان های قدیم مورد احترام بوده است. زردشتیان در جشن آذرگان مانند سایر جشن ها با لباس آراسته و تمیز به آدریان ها می روند و با خواندن آتش نیایش(بخشی از اوستا) اهورامزدا را سپاس گفته و پس از نیایش به شادی می پردازند.
منبع : سالنمای راستی     
جشن دیگان


دی یا دتوشو Daatoshu به معنی دادار و آفریدگار است و در نامه های اوستایی اغلب به جای واژه اهورامزدا به کار رفته است. اگر به نام سی روز ماه توجه کنید، مشاهده می نمایید که روزهای هشتم و پانزدهم و بیست و سوم هر ماه به نام دی نامگذاری شده و برای تمیز آنها از یکدیگر هر یک به نام روز بعدش خوانده شده است و اورمزد که آن هم نام خداوند می باشد. بدین گونه : اورمزد، دی بآذر، دی بمهر و دی بدین. بنابراین در ماه دی چهار روز به نام خدا نامیده شده و در ماه دی چهار بار جشن دیگان برگزار می شود.
1.    اورمزد و دیماه : نخستین روز دی ماه باستانی/ 25 آذر ماه خورشیدی
2.    دی به آذر و دیماه : هشتمین روز دی ماه باستانی/ 2 دی ماه خورشیدی
3.    دی به مهر و دیماه: پانزدهمین روز دی ماه باستانی/ 9 دی ماه خورشیدی
4.    دی بدین و دیماه : بیست و سومین روز دی ماه باستانی/17 دی ماه خورشیدی
 در ایران باستان نخستین جشن دیگان در ماه دی یعنی روز اورمزد و دی ماه ، خرم روز نام داشته است و در این روز که شب پیش، بزرگترین شب سال بوده است، پادشاه و حاکم دیدار عمومی با مردم داشته است.
منبع : سالنمای راستی 

 

   
جشن شب يلدا
 جشن شب یلدا جشنی ست که از 7000 سال پیش تا کنون در ميان ایرانيان برگزار میشود. 7000 سال پیش نیاکان ما به دانش گاهشماری دست پیدا کردند و دریافتند که نخستین شب زمستان بلندترین شب سال است. در این جستار از سخنرانی دکتر جنیدی و دکتر کزاری برداشت هایی شده:
 جشن شب یلدا، همانند جشنهایی همچون نوروز و مهرگان، پس از تازش اسکندر، تازیان، و مغولها پابرجا مانده است و در تک تک خانه های ایرانیان راستین با گردآمدن خانواده ها به دور هم برگزار میشود.
فردوسی بزرگ در شاهنامه میگوید: 
نباشد بهار و زمستان پدید **** نیارند هنگام رامش نوید
  از این بیت میتوان پی برد که در سرزمینهايی بجز ایران آغاز فصل ها را نمیدانستند اما ایرانیان در آن زمان به این دانش دست پیدا کرده بودند.
 در زمان تاختن تازیان به ایران گاهشماری ایرانیان که بر پایه ی خورشید بود، به گاهشماری بر پایه ی ماه دیگرگون شد، اما پس از چندی خیام بروی کار آمد و این گاشماری خورشیدی را دوباره بنیان نهاد تا باز جشنهای ما زنده باشند و ما آنها را برگزار کنیم. (ادامه)

 


 
جشن سده
واژه سده : بيشتر دانشمندان نام سده را گرفته شده از صد مي دانند. ابوريحان بيروني مي نويسد: “سده گويند يعني صد و آن يادگار اردشير بابكان است و در علت و سبب اين جشن گفته اند كه هرگاه روزها و شب ها را جداگانه بشمارند، ميان آن و پايان سال عدد صد بدست مي آيد و برخي گويند علت اين است كه در اين روز زادگان كيومرث، پدر نخستين، درست صدتن شدند و يكي از خود را بر همه پادشاه گردانيدند” و برخي برآنند كه در اين روز فرزندان مشي و مشيانه به صد رسيدند و نيز آمده : “شمار فرزندان آدم ابوالبشر در اين روز به صد رسيد .”
نظر ديگر اينكه سده معروف، صدمين روز زمستان از تقويم كهن است، زمستان در تقويم كهن 150 روزه و تابستان 210 روزه بوده است و برخي گفته اند كه اين تسميه به مناسبت صد روز پيش از به دست آمدن محصول و ارتفاع غلات است.  (ادامه)
      
جشن بهمنگان

 

 

 


دومین روز از بهمن ماه یاستانی (26 دی خورشیدی)
بهمن از واژه اوستایی وهومن(Vohuman) به معنی اندیشه نیک می باشد، وهومن یکی از امشاسپندان نزدیک به درگاه اهورامزدا می باشد. اشوزرتشت برای دریافت پیام های اهورایی از وهومن یاری می گیرد. پاسبانی چهارپایان سودمند در عالم جسمانی به این امشاسپند واگذار می شود. از این رو زرتشتیان در جشن بهمنگان یا بهمنجه که در روز بهمن از ماه بهمن واقع می شود از کشتار حیوانات سودمند و خوردن گوشت آنان خودداری می نمایند و برخی از زرتشتیان پرهیز از خوردن و کشتار را در تمام روزهای بهمن ادامه می دهند. این جشن حامی مردان درستکار می باشد.
منبع : سالنمای راستی     
چهارشنبه سوري؛ آيين‌ها و ريشه‌ها


چهارشنبه سوري نام واپسين چهارشنبه‌ي تقويم خورشيدي ايراني است، كه شب آن با رسوم و آيين‌هايي ويژه، خصوصاً پرش از روي آتش مشخص مي‌شود. نام‌هاي محلي گوناگون اين روز عبارت است از: گول چارشمبه (اردبيل)، گوله گوله چارشمبه (گيلان)، كوله چووارشمبه (كردستان)، چووارشمبه كولي (قروه، نزديك سنندج)، و چارشمبه سرخي (اصفهان). برخي دانشمندان واژه‌ي «سوري» را با «سور» (ميهماني، جشن) ارتباط داده و آن را به معناي «وابسته به سور، جشن‌آميز» گرفته‌اند، برخي ديگر، به طور موجه‌تري، سور را گونه‌اي ديگر از واژه‌ي سرخ مي‌پندارند (مانند گل سوري ”گل سرخ“) و آن را اشاره‌اي به خود آتش يا به «سرخي»، به مفهوم تن‌درستي يا بلوغ، كه به طور فرضي با پرش از روي آتش به دست مي‌آيد، مي‌انگارند. كاربرد عنوان متفاوت چارشمبه سرخي در اصفهان و قرار داشتن گونه‌ي گويشي رايج سور در برابر سرخ، تأييد ديگري است بر اين ديدگاه.
+ آيين‌هاي اصلي:  ( ادامه )

 


      
سپندارمذگان
 در ايران باستان، نه چون روميان از سه قرن پس از ميلاد، كه از بيست قرن پيش از ميلاد، روزي موسوم به روز عشق بوده است!
اين روز "سپندار مذگان" يا "اسفندار مذگان" نام داشته است.
 فلسفه بزرگداشتن اين روز به عنوان "روز عشق" به اين صورت بوده است كه در ايران باستان هر ماه را سي روز حساب مي كردند و علاوه بر اينكه ماه ها اسم داشتند، هريك از روزهاي ماه نيز يك نام داشتند.سپندار مذ لقب ملي زمين است. يعني گستراننده، مقدس، فروتن.

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط کاظم بهادری (دودانگه) در پنجشنبه بیستم آذر ۱۳۹۳ و ساعت 13:1 |

 

 

یلدای ایرانی

 

 

قصه های ننه سرما

قصه صیاد اوقلی

 

قصه غاری ننه

 

این قصه ها ودیگر قصه ها که شما بیشتر آشنا هستید قدیما توسط پدر بزرگها مادربزرگها برای بچه ها ودیگر اعضای خانواده به خاطر بزرگترین شب سال همان شب چله یا یلدا گفته می شد زمستانهای سرد وپر برفی بود که خیلی لذت داشت از بزرگان بخواهید این قصه ها رو برایتان تکرارکنند شب یلدایتان مبارک

شب یلدا همیشه جاودانی است / زمستان را بهارزندگانی است
شب یلدا شب فر و کیان است / نشان ازسنت ایرانیان است

  به صد یلدا الهی زنده باشی / انار وسیب وانگورخورده باشی


اگریلدای دیگرمن نباشم، تو باشی وتو باشی وتو باشی


پیشاپیش یلدات مبارک

 

یلدا یا شب چله ایران باستان

شب یلدا بچه ها میگن به معمولا مادر بزرگها

هر که نیاره شب چره           انبارش موش بچره

 

شب چلّه
 

شب یَلدا یا شب چلّه یکی از جشن‌های کهن ایرانی است.[۱]
در این جشن، طی شدن بلندترین شب سال و به دنبال آن بلندتر شدن طول روزها در نیم‌کرهٔ شمالی، که مصادف با انقلاب زمستانی است، گرامی داشته می‌شود. یلدا به زمان بین غروب آفتاب از ۳۰ آذر (آخرین روز پاییز) تا طلوع آفتاب در اول ماه دی (نخستین روز زمستان) گفته‌می‌شود. خانواده‌های ایرانی در شب یلدا، معمولاً شامی فاخر و همچنین انواع میوه‌ها و رایجتر از همه هندوانه را مهیا و دور هم صرف میکنند. پس از صرف تناولات، قصه‌گویی پیرترها برای دیگر اعضای فامیل و همچنین فال‌گیری با دیوان حافظ رایج است. [۲]

«یلدا» برگرفته از واژهٔ سریانی ܝܠܕܐ به معنای «زایش» و «تولد» است.[۳] ابوریحان بیرونی از این جشن با نام «میلاد اکبر» نام برده و منظور از آن را «میلاد خورشید» دانسته‌است.[۴] در آثارالباقیه بیرونی، ص ۲۵۵، از روز اول دی ماه، با عنوان «خور» نیز یاد شده‌است و در قانون مسعودی نسخه موزه بریتانیا در لندن، «خُره روز» ثبت شده، اگرچه در برخی منابع دیگر «خرم روز» نامیده شده است.[۵]
چلّه، دو موقعیت گاه‌شمارانه در طول یک سال خورشیدی با کارکردهای فرهنگ عامه، یکی در آغاز تابستان (تیرماه) و دیگری در آغاز زمستان (دی ماه)، هریک متشکل از دو بخش بزرگ (چهل روز) و کوچک (بیست روز) است. واژه چلّه برگرفته از چهل (معین، ذیل واژه) و مخفف «چهله» و صرفاً نشان‌دهنده گذشت یک دوره زمانی معین (و نه الزاماً چهل روزه) است.[۶]

نابترین انگور جهان هستی ومیوه پر ویتامین بهشتی بیدانه زرد وقرمز

درسجین را در شب یلدا مز مزه کنید نوش جان

 

 


پیشینه تاریخی


چله و جشن‌هایی که در این شب بر‌گزار می‌شود، یک سنت باستانی است. مردم روزگاران دور و گذشته، که کشاورزی، بنیان زندگی آنان را تشکیل می‌داد و در طول سال با سپری شدن فصل‌ها و تضادهای طبیعی خوی داشتند، بر اثر تجربه و گذشت زمان توانستند کارها و فعالیت‌های خود را با گردش خورشید و تغییر فصول و بلندی و کوتاهی روز و شب و جهت و حرکت و قرار ستارگان تنظیم کنند.
آنان ملاحظه می‌کردند که در بعضی ایام و فصول روزها بسیار بلند می‌شود و در نتیجه در آن روزها، از روشنی و نور خورشید بیشتر می‌توانستند استفاده کنند. این اعتقاد پدید آمد که نور و روشنایی و تابش خورشید نماد نیک و موافق بوده و با تاریکی و ظلمت شب در نبرد و کشمکش‌اند. مردم دوران باستان و از جمله اقوام آریایی، از هند و ایرانی - هند و اروپایی، دریافتند که کوتاه‌ترین روزها، آخرین روز پاییز و شب اول زمستان است و بلافاصله پس از آن روزها به تدریج بلندتر و شب‌ها کوتاهتر می‌شوند، از همین رو آنرا شب زایش خورشید نامیده و آنرا آغاز سال قرار دادند.[۷] بدین‌سان در دوران کهن فرهنگ اوستایی، سال با فصل سرد شروع می‌شد و در اوستا، واژه Sareda, Saredha «سَرِدَ» یا «سَرِذَ» که مفهوم «سال» را افاده می‌کند، خود به معنای «سرد» است و این به معنی بشارت پیروزی اورمزد بر اهریمن و روشنی بر تاریکی است.[۸] در برهان قاطع ذیل واژه «یلدا» چنین آمده است:[۹]
یلدا شب اول زمستان و شب آخر پاییز است که اول جَدی و آخر قوس باشد و آن درازترین شب‌هاست در تمام سال و در آن شب و یا نزدیک به آن شب، آفتاب به برج جدی تحویل می‌کند و گویند آن شب به‌غایت شوم و نامبارک می‌باشد و بعضی گفته‌اند شب یلدا یازدهم جدی است.
تاریکی نماینده اهریمن بود و چون در طولانی‌ترین شب سال، تاریکی اهریمنی بیشتر می‌پاید، این شب برای ایرانیان نحس بود و چون فرا می‌رسید، آتش می‌افروختند تا تاریکی و عاملان اهریمنی و شیطانی نابود شده و بگریزند، مردم گرد هم جمع شده و شب را با خوردن، نوشیدن، شادی و پایکوبی و گفتگو به سر می‌آوردند و خوانی ویژه می‌گستردند، هرآنچه میوه تازه فصل که نگاهداری شده بود و میوه‌های خشک در سفره می‌نهادند. سفره شب یلدا، «میَزد» Myazd نام داشت و شامل میوه‌های تر و خشک، نیز آجیل یا به اصطلاح زرتشتیان، «لُرک» Lork که از لوازم این جشن و ولیمه بود، به افتخار و ویژگی «اورمزد» و «مهر» یا خورشید بر‌گزار می‌شد.[۱۰] در آیین‌های ایران باستان برای هر مراسم جشن و سرور آیینی، خوانی می‌گستردند که بر آن افزون بر آلات و ادوات نیایش، مانند آتشدان، عطردان، بخوردان، برسم و غیره، برآورده‌ها و فراورده‌های خوردنی فصل و خوراک‌های گوناگون، خوراک مقدس مانند «می‌زد» نیز نهاده می‌شد.
 
سفرهٔ شب یلدا
شباهت یلدا با جشن‌های دیگر اقوام
جشن انقلاب زمستانی در بین دیگر اقوام باستان نیز رایج بوده است. در روم باستان و همزمان با ترویج مسیحیت، پرستش سول اینویکتوس (خورشید شکست ناپذیر) ایزد پاگان رومی بسیار شایع بود و رومیان میلاد او را در زمان انقلاب زمستانی جشن میگرفتند. سول اینویکتوس در آیین میترائیسم رومی نیز نقشی ویژه داشت و حتی میتراس (معادل یونانی میترا ایزد باستان ایرانی) لقب خورشید شکست ناپذیر را داشت. محققان معتقدند که مسیحیت غربی چارچوب اصلی خود را که به این دین پایداری و شکل بخشیده به مذاهب پیش از مسیحیت روم باستان از جمله میترایسم مدیون است و برای نمونه تقویم کلیساها، بسیاری از بقایای مراسم و جشنهای پیش از مسیحیت بخصوص کریسمس را در خود نگاه داشته است و کریسمس به عنوان آمیزه‌ای از جشن‌های ساتورنالیا و زایش میترا در روم باستان در زمان قرن چهارم میلادی با رسمی شدن آیین مسیحیت و به فرمان کنستانتین به عنوان زادروز رسمی مسیح در نظر گرفته شد.[۱۱] هنگام توسعهٔ آیین‌های رازورزی در اروپا و سرزمین‌های تحت فرمانروایی امپراتوری روم و پیش از از پذیرفتن آیین مسیحیت، رومیان هر ساله در روز ۱۷ دسامبر در جشنی به نام ساتورنالیا به سیاره کیوان (ساترن)، ایزد باستانی زراعت، احترام می‌نهادند. این جشن تا هفت روز ادامه می‌یافت و انقلاب زمستانی را شامل می‌شد. از آنجا که رومیان از گاهشماری یولیانی در محاسبات خود استفاده می‌کردند روز انقلاب زمستانی به جای ۲۱ یا ۲۲ دسامبر حدوداً در ۲۵ دسامبر واقع می‌شد.[۱۲][نیازمند منبع]
فرانتس کومون، باستان‌شناس بلژیکی و بنیان‌گذار میتراپژوهی مدرن و دیگر میتراپژوهان همفکر او مفاهیم آیین میترایسم روم را کاملاً برگرفته از آیین مزدیسنا و ایزد ایرانی میترا (مهر) می‌دانند اما این ایده از دهه ۱۹۷۰ میلادی به بعد به شدت مورد نقد و بازبینی قرار گرفته است و اکنون به یکی از مسائل بسیار مجادله‌برانگیز در زمینه پژوهش ادیان در دنیای روم و یونان باستان تبدیل شده است.[۱۳][۱۴] جشن تولد میترا تنها آئینی نیست که به مسیحیت راه پیدا کرده است. میان سنت های مسیحیان و آئین میترائیسم شباهت‌های زیادی وجود دارد. امروزه تمام مسیحیانی که تولد عیسی مسیح را جشن می گیرند هنوز هم در روز جشن شومینه و شمع‌هایشان را روشن نگاه می‌دارند، درخت کریسمس را با چراغهای کوچک نورانی تزئین می‌کنند، شب زنده داری می‌کنند و غذاهای مخصوص و ویژه می‌خورند؛ به دید و بازدید یکدیگر می‌روند و این مناسبت را در کنار دوستان و اقوامشان جشن می‌گیرند؛ درست نظیر همان سنتی که ایرانیان باستان در شب یلدا بر‌گزار می کردند. کریسمس و یلدا تنها نمونه‌ای از بسیاری از باورها، آداب و رسوم، نمادها، داستان‌ها و افسانه‌های مشترکی هستند که مردم ملل مختلف و مذاهب مختلف را به هم پیوند می‌زنند. [۱]
آیینهای یلدا در نقاط مختلف ایران

شب چله سرد امسال هندوانه زرد وطلائی زنجان را مزه کنید نوش جان


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط کاظم بهادری (دودانگه) در پنجشنبه ششم آذر ۱۳۹۳ و ساعت 18:35 |

دربی

 

پرسپولیس 2

 

اسقلال     1

 

موارد تحلیل از آن شما دوست


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط کاظم بهادری (دودانگه) در یکشنبه دوم آذر ۱۳۹۳ و ساعت 20:23 |

به نام یزدان پاک

سلام برشما خواننده گرامی با تشکر از شما که به وبلاگ خودتان سر زدید لطف بفرمایید هرگونه انتقاد یا پیشنهاد در هر زمینه را به ما برادر کوچک خود گوشزد نمایید با کمال افتخار می پزیرم شما راهنما وبزرگ ما خواهید بود . منتظر حضور سبزتان هستیم روزگار بر شما هم وطن خوش 

 

+ نوشته شده توسط کاظم بهادری (دودانگه) در پنجشنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۳ و ساعت 12:31 |


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط کاظم بهادری (دودانگه) در یکشنبه بیست و پنجم آبان ۱۳۹۳ و ساعت 22:45 |

نامه ای به خدا

 

شگفت انگیزترین نامه یا نوشته برای خدا

 

آیا می توان به راحتی نامه ای برای خدا نوشت

 

واقعاچی بنویسیم

 

نوازش خدا

نوازش خدا
شعر زیبای موسی وشبان

انکار کردن موسي عليه السلام بر مناجات شبان


ديد موسي يک شباني را براه کو هميگفت اي گزيننده اله

تو کجايي تا شوم من چاکرت چارقت دوزم کنم شانه سرت

جامهات شويم شپشهاات کشم شير پيشت آورم اي محتشم

دستکت بوسم بمالم پايکت وقت خواب آيد بروبم جايکت

اي فداي تو همه بزهاي من اي بيادت هيهي و هيهاي من

اين نمط بيهوده ميگفت آن شبان گفت موسي با کي است اين اي فلان

گفت با آنکس که ما را آفريد اين زمين و چرخ ازو آمد پديد

گفت موسي هاي بس مدبر شدي خود مسلمان ناشده کافر شدي

اين چه ژاژست اين چه کفرست و فشار پنبهاي اندر دهان خود فشار

گند کفر تو جهان را گنده کرد کفر تو ديباي دين را ژنده کرد

چارق و پاتابه لايق مر تو راست آفتابي را چنينها کي رواست

گر نبندي زين سخن تو حلق را آتشي آيد بسوزد خلق را

با کي ميگويي تو اين با عم و خال؟ جسم و حاجت در صفات ذوالجلال؟!

شير او نوشد که در نشو و نماست چارق او پوشد که او محتاج پاست

گر تو مردي را بخواني فاطمه گرچه يک جنساند مرد و زن همه

قصد خون تو کند تا ممکنست گرچه خوشخو و حليم و ساکنست

فاطمه مدحست در حق زنان مرد را گويي بود زخم سنان

دست و پا در حق ما استايش است در حق پاکي حق آلايش است

لم يلد لم يولد او را لايق است والد و مولود را او خالق است

گفت اي موسي دهانم دوختي وز پشيماني تو جانم سوختي

جامه را بدريد و آهي کرد تفت سر نهاد اندر بياباني و رفت



عتاب کردن حق تعالي موسي را عليه السلام از بهر آن شبان



وحي آمد سوي موسي از خدا بندهي ما را ز ما کردي جدا

تو براي وصل کردن آمدي يا براي فصل کردن آمدي

تا تواني پا منه اندر فراق ابغض الاشياء عندي الطلاق

هر کسي را سيرتي بنهادهام هر کسي را اصطلاحي دادهام

در حق او مدح و در حق تو ذم در حق او شهد و در حق تو سم

ما بري از پاک و ناپاکي همه از گرانجاني و چالاکي همه

من نکردم امر تا سودي کنم بلک تا بر بندگان جودي کنم

هندوان را اصطلاح هند مدح سنديان را اصطلاح سند مدح

من نگردم پاک از تسبيحشان پاک هم ايشان شوند و درفشان

ما زبان را ننگريم و قال را ما روان را بنگريم و حال را

ناظر قلبيم اگر خاشع بود گرچه گفت لفظ ناخاضع رود

زانک دل جوهر بود گفتن عرض پس طفيل آمد عرض، جوهر غرض

چند ازين الفاظ و اضمار و مجاز سوز خواهم سوز با آن سوز ساز

آتشي از عشق در جان بر فروز سر بسر فکر و عبارت را بسوز

موسيا آدابدانان ديگرند سوخته جان و روانان ديگرند

عاشقان را هر نفس سوزيدنيست بر ده ويران خراج و عشر نيست

گر خطا گويد ورا خاطي مگو گر بود پر خون شهيد او را مشو

خون شهيدان را ز آب اوليترست اين خطا را صد صواب اوليترست

در درون کعبه رسم قبله نيست چه غم ار غواص را پاچيله نيست

تو ز سرمستان قلاوزي مجو جامهچاکان را چه فرمايي رفو

ملت عشق از همه دينها جداست عاشقان را ملت و مذهب خداست

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط کاظم بهادری (دودانگه) در جمعه بیست و سوم آبان ۱۳۹۳ و ساعت 0:27 |


Powered By
BLOGFA.COM