درسجین کهن سرزمین آریائیان ایران زمین


 

BEHESHTE__GOM__SHODEYE__MAN.pdf

 

دانلود كتاب الكترونيكي بهشت گمشده من


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط کاظم بهادری (دودانگه) در یکشنبه بیست و دوم اسفند 1389 و ساعت 20:21 |
                           

 

   به نام يزدان پاك

 

    نام كتاب: هشت بهشت نويسنده:محمد كاظم بهادري(دودانگه) با تشکرازاهالیمحترم روستای باستانی درسجین که مارادراین مسیر یاری نمودند  با یاری خداوند متعال ومسائدت اهالی محترم روستای باستانی وگردشگری درسجین موفق شدیم صدو شصت صفحه درمورد تاریخچه جقرافیا وآداب ورسوم ومهمتر ازهمه زبان شیرین پارسی که شما مردم فهیم توانستید آن راحفظ کنید  بنویسم اینجانب حدود دوالی سه سال مطالب را چه بصورت مکتوب ویا درحافظه جمع آوری نموده یا باافرادی درزمینه تاریخ وآداب وروسوم مشورت نموده ازهرفصل ازسال تصویر برداری نموده. ودرکل جمع نمودن مطالب وعکس وهمکاری نمودن تعدادی ازآشنایان توانستیم این مطالب خوب وجذاب را برای ماندگاری تاریخ بنویسیم امید است که خوانندگان عزیزانتقادات وپیشنهادات خود رابه ما عرضه دارند که اگر انشاالله درآینده توانستیم جلد دوم این کتاب رابطورحرفه ای نگارش کنیم ووطن خودمان راکه ازتاریخ تمدن باستان همراه است یاری کنیم وسهمی درعلم تاریخ وکتاب خوانی وکتاب نویسی داشته باشیم باید بگویم که اینجانب کتابهای زیادی درمورد تاریخ ایران وتاریخ شهر ابهر رامطالعه نمودم و توانستم حدودی ازتاریخ وآداب رسوم این منطقه راخلاصه کنم اما اگرهمکاری فراوان دراین زمینه باشد میتوانیم خیلی ازمطالب را که گفته نشده ویاازقلم افتاده را روی کاغذ آوریم وبرای آیندگان هدیه کنیم . با آرزوی موفقیت برای اهالی محترم وفهیم روستای باستانی وگردشگری درسجین.امیدوارم که دین خود رانسبت به زحمات آنان ادا کرده باشم.

کتاب هشت بهشت نمونه بارزی است ازکتابهای خوب وماندنی تاریخ که زحمات آداب ورسوم سنن وسنتها وترجمه زبان، وبه تصویر کشیدن محل زندگی وسختیهای گذشته ها رابا بانبود امکانات به ما تذکرمي دهد. اما مبارزه باهرنوع ناملایمات ودست وپنجه نرم کردن با مشکلات روزگار یکی ازاهداف آنها بوده وهمیشه هم درتاریخ پیروز خواهند ماند یاد وخاطرات گذشتگانمان بخیرودرود برهمه آنها.                                                                                                                             

مقدمه

 

اینجانب محمد کاظم بهادری (دودانگه) فرزند علی در سال 1351/11/20 ه.ش صادره از ابهر در روستای فارس نشین پارس درسجين خانواده ای که اعتقاد به خدا و پیامبر و آلش دارد به د نیا آمده و تا سن 19 سالگی درروستا حضورداشتم وكلييه اطلا عات  این آبادی را در جریان هستم ودر سال 1370 به استخدام ارتش جمهوری اسلامی فائق آمده ودر سال1388/5/19 به فکر نوشتن کتابی در مورد وطن عزیزخودم همان روستای پارسی باستان افتاده واز مشکلات و سختیها و سنتهای این مردم زحمت کش بگویم هم چنین مهمتر از همه این زبان پارسی است که کم کم جای خود را به زبان فارسی جدید داده و اصل دارد فراموش می شود بنابراین سعی می کنم با کمک خداوند و دوستان و آشنایان کتابی تاریخی و در خور شأن این روستا نوشته وهم بلندآوازهای این زبان این آبادی و سنن و سنتهارا پرورش داده واز فراموشی جلوگیری کرده باشم و انتظار از وزارت ارشاد و سازمان گردشگری هست که اینجانب رادر این مسیر کمک و یاری رسانند در این روستا با توجه به  قسمتها ی قدیمی بازمانده سردرهای طاقی قوسی و هشتی و هم چنین دژهاي استوار مسجدقدیمی ومحل زندگي خانهاي قديم از زمانهای بسیار دور که ممکن است صدها سال قدمت داشته باشد هنوز پا بر جاست و نشانگر قدمت دیرینه این آبادی می باشد هم چنین گویش لحجه فارسی پارسی نگهداری شده وباید از آن  نگهداری کرده و پرورش دهیم نگهداری این آبادی و لحجه آن از طریق نوشتن کتاب مجلات و عکس برداری از آثار قدیم و عوارض طبیعی این منطقه و هم چنین بازسازی اماکن قدیمی و مرمت آن مي باشد. 0لازم به ذكراست كه اين آبادي باتوجه به داشتن هشت قلعه كه هردروازه آن به باغ يا منطقه سرسبزي بازمي شده و سرسبزيهاي فراوان وجازبه هاي طبيعي زيبا مثل رودخانه جنگل وكوهاي بلند وزيبا ميوههاي رنگارنگ بهشتي ازجمله انگور نام هشت بهشت راپيشنهاد مي كنم. مطلب ديگراينكه جديداسازمان گردشگري جهان اعلام نموده كه حدود 700زبان دنيادرحال ا نقراض است 0 لازم به ذکر است که روستای گردشگری وبازسازی شده درایران عزیز حدود چهارآبادی می باشد كه به ذكرنام وعكس آنها اكتفا مي كنيم و حدود 120روستا دركشور در طرح بازسازي قرار گرفته كه تعداد چهار روستا مربوط به استان زنجان مي باشد.

 

1.روستاي ابيانه در استان اصفهان كاشان

2.روستاي ميمند در كرمان

3. روستای کندوان درآزربایجان شرقی اسكو

4. روستای درسجین دراستان زنجان ابهر

 

زبان فارسي وآيين ايران عزيز

 

راپاس ميداريم

 

ترجمه بخشهایی از منشور کوروش

خط ۲۰: من کوروش‌ام، پادشاه جهان، پادشاه بزرگ، شاه توانمند و برحق، شاه بابل، شاه سومر و اکد، شاه چهارسوی (جهان).

خط ۲۱: پسر کمبوجیه، پادشاه بزرگ، پادشاه اَنشان، نوه‌ی کوروش، پادشاه بزرگ، پادشاه اَنشان، نبیره‌ی چیش‌پیش، پادشاه بزرگ، پادشاه اَنشان،

خط ۲۲: از دودمانی که همیشه پادشاه بودند؛ (من کسی هستم) که مردوک و نبو (خدایان بابل) فرمانروایی‌اش را گرامی می‌دارند، و با خرسندی قلبی پادشاهی‌اش را خواستارند. آنگاه که بدون جنگ و پیکار وارد بابل شدم،

 خط ۲۳: در میان شادی و پایکوبی در کاخ شاهی (بابل) به تخت نشستم. مردوک، خدای بزرگ، اراده کرد که قلب من شرسار از عشق برای بابل باشد، و من هر روز او (مردوک) را نیایش کردم.

خط ۲۴: ارتش بزرگ من به آرامی وارد بابل شد. نگذاشتم ترس و رنج بر مردم کشور سومر و اکد وارد آید.

 خط ۲۵: من برای برقراری صلح در بابل و (سایر) شهرهای مقدس این کشور سخت کوشیدم. در مورد اهالی بابل که او (نبونید) آنها را به بیگاری گماشته بود، این (بیگاری) اراده‌ی خدایان و درخور مردم نبود.

 خط ۲۶: من به اضطراب آنان پایان دادم و آنها را از بیگاری رهانیدم. مردوک، خدای بزرگ، از کردار (نیک) من خشنود شد،

 خط ۲۷: و برکت و مهربانی‌اش را به من ارزانی داشت، هم به من که او را می‌ستایم، هم به کمبوجیه که فرزند من است، هم به همه سپاهیان من

 خط ۲۸: ما همگی در صلح و آشتی مقام بلندش را ستودیم،

خط ۲۹: همه شاهان جهان، از دریای بالا تا دریای پایین، و شاهان چادرنشین سرزمین‌های باختری، همه آنها،

خط ۳۰: خراج سنگین برای من آوردند و در بابل بر پای من بوسه زدند

خط ۳۱: از نینوا، آشور و شوش، اکد، اشنونا، زَمبان، مه‌تورنا و دِیر تا منطقه گوتیان و شهرهای مقدس آن سوی دجله، آنچه که ویرن شده بود را از نو ساختم و نیایشگاه‌هایی را که برای سالها ویران مانده بودند بازسازی کردم،

خط ۳۲: و پیکره‌های خدایانی را (که در بابل جمع شده بود) به نیایشگاه‌های خود بازگرداندم. من (همچنین) تمام ساکنین پیشین این شهرها را گردآوردم و به سرزمین‌های خود بازگرداندم.

خط ۳۳: همچنین به دستور مردوک، خدای بزرگ، پیکره‌ی خدایان سومر و اکد را که نبونید با خشمگین ساختن خدای خدایان به بابل آورده بود، به شادی و خرمی به نیایشگاه‌های خودشان بازگرداندم

خط ۳۴: باشد که این خدایان هر روز از بِل و نبو (نام ۲ خدا) بخواهند که

خط ۳۵: برای زندگانی بلند و ازدیاد برکت من دعا کنند. باشد که (این خدایان) به خدای من، مردوک، بگویند: «کوروش، پادشاهی که تو را گرامی می‌دارد، و پسرش کمبوجیه (را از یاد مبر).

خط ۳۶: مردم بابل پادشاهی مرا گرامی داشتند، و من صلح و آرامش را در این سرزمین برقرار ساختم»


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط کاظم بهادری (دودانگه) در سه شنبه نهم آذر 1389 و ساعت 21:59 |

 جشن های ایران باستانی

 

 


 
 
 
نوروز باستانی


جشن زايش زردشت اسپنتمان


هفت سين


سيزده به در


ارديبهشتگان


تيرگان


امردادگان


شهریورگان

نوروز باستانی

 


 
هفت سين
هفت سين به معناي هفت قلم شيئي كه نام آن‌ها با حرف «س» (سين) آغاز مي‌شود، يكي از اجزاي اصلي آيين‌هاي سال نو است كه بيشينه‌ي ايرانيان آن را برگزار مي‌كنند. اين اقلام سنتاً در سفره‌ي هفت سين چيده و به نمايش گذاشته مي‌شوند. اين سفره‌اي است كه هر خانواده‌اي بر روي زمين (يا بر روي ميز) در اتاقي كه معمولاً به ميهمانان گرامي اختصاص داده شده مي‌گسترد و اين اقلام بر روي آن قرار داده مي‌شود: در بالاي سفره (در دورترين فاصله از در) آينه‌اي گذاشته مي‌شود، كه در دو طرف آن شمع‌دان‌هايي داراي شمع نهاده شده (سنتاً مطابق با شمار فرزندان خانواده)، در پايين آن نسخه‌اي از قرآن (از شاهنامه يا ديوان حافظ نيز استفاده مي‌شود)، تُنگي كه معمولاً حاوي يك ماهي لايي (بسياري از خانواده‌ها يك كوزه آب باران را كه قبلاً جمع آوري شده و/ يا كاسه آبي كه حاوي برگ سبز انار، نارنج، يا شمشاد است نيز مي‌افزايند)، ظرف‌هاي حاوي شير، گلاب، عسل، شكر، و (1، 3، 5 يا 7 عدد) تخم مرغ رنگ‌آميزي شده گذاشته مي‌شود. مركز سفره عموماً با گل‌داني از انواع گل‌ها، معمولاً سنبل و شاخه‌هاي بيدمشك فروگرفته مي‌شود. كنار آن، سبزه و دست‌كم شش قلم ديگر كه با حرف سين آغاز مي‌شوند (تشريح شده در زير)، ظرفي حاوي ميوه (سنتاً سيب، پرتقال، انار، و به)، چند نوع نان (اغلب شيرين)، ماست و پنير تازه، شيريني‌هاي گوناگون، آجيل (مخلوط خشك و بو داده شده‌ي تخم‌هاي نخودچي، خربزه، گندم برشته، برنجك، و فندق و گردو، كه همگي با كشمش آميخته ‌شده‌اند) قرار داده مي‌شود.  (ادامه)
     مهرگان


آبانگان


آذرگان


جشن دیگان


شب يلدا


جشن سده


بهمنگان


سپندارمذگان(اسفندگان)


چهارشنبه سوری

 

 


 
جشن زایش اشو زردشت
ششمین روز فروردین که بنا به نظر بسیاری محققان و موبدان زرتشتی، سالروز تولد زردشت اسپنتمان است، به نوروز بزرگ معروف است. دراین روز زردشیان در آتشكده‌های هر شهر گردهم می آیند، به سخنراني‌هاي مذهبي گوش مي‌دهند، اوستا مي‌خوانند و تولد پيامبرشان را جشن مي‌گيرند. آب پاشیدن به همدیگر، دود کردن اسپند و پخش کردن سنجد و آویشن نیز از دیگر مراسم‌های این جشن است.
گاتاخواني، دف زني و سخنراني در مورد تاريخچه نوروز و جشن زايش زردشت از جمله برنامه‌هاي اين مراسم می باشد. حضور در نيايشگاه شاور اهرام ايزد و ساير نيايشگاه‌ها و مكان‌هاي مقدس ديني در صبح روز ششم فروردين از ديگر آيين‌هاي بزرگداشت زايش زردشت است، كه در همه شهرهاي زردشتي نشين برگزار مي‌شود.


    

 
سیزده به در
جشن سيزده فروردين ماه روز بسيار مبارک و فرخنده است. ايرانيان چون در مورد اين روز آگاهي کمتري دارند آن روز را نحس مي دانند و براي بيرون کردن نحسي از خانه و کاشانهً خود کنار جويبارها و سبزه ها مي روند و به شادي مي پردازند. تا کنون هيچ دانشمندي ذکر نکرده که سيزده نوروز نحس است. بلکه قريب به اتفاق روز سيزده نوروز را بسيار مسعود و فرخنده دانسته اند. مثلا در صفحهً 266 آثار الباقيه جدولي براي سعد و نحس آورده شده که در آن سيزده نوروز که تير روز نام دارد کلمهً ( سعد ) به معني فرخنده آمده و به هيچ وجه نحوست و کراهت ندارد.  بعد از اسلام چون سيزدهً تمام ماه ها را نحس مي دانند به اشتباه سيزده عيد نوروز را نيز نحس شمرده اند. وقتي دربارهً نيکويي و فرخنده بودن روز سيزدهم نوروز بيشتر دقت و بررسي کنيم مشاهده  مي شود موضوع بسيار معقول و مستند به سوابق تاريخي است. سيزدهم هر ماه شمسي که تير روز ناميده مي شود مربوط به فرشتهً بزرگ و ارجمندي است که " تير " نام دارد و در پهلوي آن را تيشتر مي گويند. فرشتهً مقدس تير در کيش مزديستي مقام بلند و داستان شيريني دارد. ايرانيان قديم پس از دوازده روز جشن گرفتن و شادي کردن که به ياد دوازده ماه سال است، روز سيزدهم نوروز را که روز فرخنده ايست به باغ و صحرا مي رفتند و شادي مي کردند و در حقيقت با اين ترتيب رسمي بودن دورهً نوروز را به پايان ميرسانيدند.
      
سبزه گره زدن


افسانهً آفرينش در ايران باستان و مسئلهً نخستين بشر و نخستين شاه و دانستن رواياتي دربارهً کيومرث حائز اهميت زيادي است. در اوستا چندين بار از کيومرث سخن به ميان آمده و او را اولين پادشاه و نيز نخستين بشر ناميده است. گفته هاي حمزه اصفهاني در کتاب سني ملوک الارض و انبياء و گفته هاي مسعودي در کتاب مروج الذهب جلد دوم و بيروني در کتاب آثار الباقيه بر پايهً همان آگاهي است که در منابع پهلوي وجود دارد. مشيه و مشيانه که پسر و دختر دوقلوي کيومرث بودند روز سيزده فروردين براي اولين بار در جهان با هم ازدواج نمودند. در آن زمان چون عقد و نکاحي شناخته شده نبود آن دو به وسيله گره زدن دو شاخه پايهً ازدواج خود را بنا نهادند. اين مراسم را بويژه دختران و پسران دم بخت انجام ميدادند و امروز هم دختران و پسران براي بستن پيمان زناشويي نيت مي کنند و علف گره مي زنند. اين رسم از زمان کيانيان تقريباً متروک شد ولي در زمان هخامنشيان دوباره شروع شده و تا امروز باقي مانده است. در کتاب مجمل التواريخ چنين آمده " اول مردي که به زمين ظاهر شد پارسيان او را کل شاه گويند. پسر و دختري از او ماند که مشيه و مشيانه نام گرفتند و روز سيزدهً نوروز با هم ازدواج کردند و در مدت پنجاه سال هيجده فرزند بوجود آوردند و چون مردند جهان نود و چهار سال بي پادشاه بماند " . چنانکه در بحث جشن نوروز اشاره شد کردهاي ايران و عراق که زرتشت را از خود مي دانند روز سيزدهم فروردين را جزو جشن نوروز به حساب مي آورند. (ادامه)
      
جشن ارديبهشتگان 



جشن ارديبهشتگان كه يكي از جشن هاي بزرگ ديني زرتشتيان است ، با برابري روز و ماه ارديبهشت، يعني دوم اريبهشت ماه تقويم فصلي هماهنگ است.اين روز بزرگ يادآور فروزهء اهورايي ارديبهشت يا اشه وهيشته و ويژگيهاي آن يعني بهترين راستي و پاكي مي باشد.ارديبهشت، دومين امشاسپند، داراي انگاره اي مادي است به نام آتش يا آذر، فروغي خدا داده كه گرمي بخش و فروزان و پاك كننده و در يك كلام زندگي بخش است و پرتوهاي نوراني آن هستي را از نيستي جدا مي گرداند وراست را از دروغ باز مي شناساند. پس بجاست كه آتش را نموداري از آن داده بزرگ بدانيم.
بهترين راستي برترين نعمتي است كه دست يابي به آن يعني پيروزي بزرگ و اين پيروزي شايسته جشني است بس بزرگتر با نام جشن ارديبهشتگان يا جشن اخلاق.
نگارش : راشين جهانگيری     
جشن تيرگان

 


اين جشن ميان زرتشتيان دوره اي ده روزه داشت و از تير روز از تيرماه ، روز سيزدهم شروع و به باد ايزد يعني روز بيست و دوم پايان مي گرفت. زرتشتيان تيرگان را “ تير و جشن Tiru-Jashn ” مي نامند و برايش اهميت فراواني قايل اند. لباس و پوشاك نو مي پوشند و نقل و شيريني و ميوه و خوراك هاي سنتي و ويژه مي پزند. پيش از اين روز خانه را خوب پاكيزه نموده و بامدادان شست و شو مي كنند و خواندن دو نيايش “ خورشيد نيايش ” و “ مهرنيايش” از اوستا را بسيار نيكو مي دانند
شايد “ تير و جشن” يكي از شادترين جشن هاي كهن ايراني بوده باشد. در اين جشن بيش از همه بچه ها بهره مي بردند با تارهاي نخي و رنگيني كه به مچ دست مي بستند در كوچه ها و خانه ها و بامها مي دويدند ، ترانه مي خواندند و كنار نهرها و جويها و تالاب ها به هم آب مي پاشيدند و يا به آب مي پريدند .  (ادامه)

 


     
جشن امردادگان
3 امرداد:
واژه اوستايی امرداد،(امرتاته- Amertata) است که به معنی بي مرگي است و اگر الف آن را که پیشوند نفی است از قلم بیندازیم معنی آن عوض شده و فرشته بی مرگی و جاودانگی به دیو نیستی و مرگ تغییر شکل می دهد. زیرا همانطور که امرداد به معنای بی مرگی است مرداد معنی مرگ می دهد.بنابراین شایسته است که این کلمه را امرداد بخوانیم، و چون امرداد فرشته جاودانگی و بی مرگی می باشد، در عالم جسمانی نگهبانی گیاهان و روییدنی ها و آبادانی و افزایش دار و درخت با اوست. نیاکان ما در این روز به باغ ها و مزارع خرم و دلنشین می رفتند و پس از نیایش به درگاه اهورامزدا طی مراسمی این جشن را با شادی و سرور در هوای پاک و در دامن طبیعت برگزار می کردند.
 منبع: سالنمای راستی
      
جشن شهریورگان

 


شهریور‌روز از شهریورماه یا چهارمین روز این ماه، برابر است با جشن شهریورگان که از آیین‌ها و مراسم وابسته به آن هیچگونه آگاهی در دست نیست. برگزار نشدن آیین‌های جشن شهریورگان توسط ایرانیان در زمانی طولانی، موجب شده است تا همه جزئیات آن به فراموشی سپرده شود و حتی در متون کهن نیز آگاهی‌های چندانی در باره آن فرا دست نیاید.
نام شهریور در متون اوستایی به گونه «خْـشَـتْـرَه ‌وَئیریَـه» آمده که به معنای تقریبی «شهر و شهریاری (شهرداری) آرمانی و شایسته» است. چنین می‌نماید که این اندیشه‌ و آرمان، خاستگاه نظریه‌های افلاطون و فارابی در زمینه «آرمان‌شهر» یا «مدینه فاضله» بوده باشد. نام شهریور چند بار به همین معنا در «گاتها»ی زرتشت نیز آمده است و بعدها در اوستای نو، او را به گونه‌ای تشخص‌یافته به پیکر یکی از امشاسپندان در می‌آورند. (ادامه)

 


      
مهرگان: عيد جوانان و آينده سازان

روز هاي ماه در ايران باستان نام هاي خاص داشتند و ازجمله روز شانزدهم هر ماه «مهر» بود. بنابراين «روز مهر» در ماه مهر (شانزدهم)، مهمترين روز آيين هاي مهرگان بود. آيين هاي مهر (جشن هاي مهرگان) پس از نوروز، مهمترين عيد ملي ايرانيان بوده است. نوروز با بهار و شكوفه و نويد بركت آغاز مي شد و مهرگان به خاطر پايان رسيدن كار جمع آوري محصول و آغاز شش ماهه شب هاي طولاني تر و سرما.

«مهرگان» ويژه آيين هاي سپاسگزاري به درگاه خداوند [اهورامزدا] است كه اين همه نعمت را به انسان ارزاني داشته و نيز استفاده از اين فرصت براي تحكيم دوستي ها، محبت ها و عواطف انساني بوده است. به نظر بسياري از مورخان، «مهرگان» آيين الزام ايرانيان به دوستي كردن و مهر ورزيدن به يكديگر هم به شمار مي آيد. در گذشته، در روزهاي مهرگان (4 تا 6 روز) مردم مهماني هاي بزرگ برپا مي كردند و پذيرايي با ميوه تازه در مهرگان و ميوه خشك (آجيل و خشكبار) در نوروز؛ رسم تغييرناپذير ايرانيان از عهد باستان بوده است.  (ادامه)
      
جشن آبانگان
 4 آبان ماه

 


آبان به معنای آب و هنگام آب است و یکی از عناصر پاک کننده نزد زردشتیان است. درباره پیدایش جشن آبانگان روایت است که در پی جنگ های طولانی بین ایران و توران، افراسیاب تورانی دستور داد تا کاریزها و نهرها را ویران کنند. پس از پایان جنگ پسر تهماسب که زو نام داشت دستور داد تا کاریزها و نهرها را لایروبی کنند و پس از لایروبی آب در کاریزها روان گردید. ایرانیان جاری شدن آب را جشن گرفتند. در روایت دیگری آمده است که پس از هشت سال خشکسالی در ماه آبان باران آغاز به باریدن نمود و از آن زمان جشن آبانگان پدید آمد. زردشتیان در این روز همانند سایر جشن ها به آدریان ها می روند و پس از آن به کنار جوی ها و نهرها رفته با خواندن اوستای آب زور (بخشی از اوستا) که توسط موبد خوانده می شود، اهورامزدا را ستایش کرده و درخواست فراوانی آب و نگهداری آن را می نمایند و پس از آن به شادی می پردازند.

منبع :

سالنمای راستی   

 

 
جشن آذرگان
3 آذر ماه
آذر به چم(معنی) آتش است. و یکی دیگر از چهار آخشیج(عنصر پاک کننده) نزد زردشتیان می باشد. از آنجا که آتش بهترین و سریع ترین عنصر پاک کننده و گرما است از زمان های قدیم مورد احترام بوده است. زردشتیان در جشن آذرگان مانند سایر جشن ها با لباس آراسته و تمیز به آدریان ها می روند و با خواندن آتش نیایش(بخشی از اوستا) اهورامزدا را سپاس گفته و پس از نیایش به شادی می پردازند.
منبع : سالنمای راستی     
جشن دیگان


دی یا دتوشو Daatoshu به معنی دادار و آفریدگار است و در نامه های اوستایی اغلب به جای واژه اهورامزدا به کار رفته است. اگر به نام سی روز ماه توجه کنید، مشاهده می نمایید که روزهای هشتم و پانزدهم و بیست و سوم هر ماه به نام دی نامگذاری شده و برای تمیز آنها از یکدیگر هر یک به نام روز بعدش خوانده شده است و اورمزد که آن هم نام خداوند می باشد. بدین گونه : اورمزد، دی بآذر، دی بمهر و دی بدین. بنابراین در ماه دی چهار روز به نام خدا نامیده شده و در ماه دی چهار بار جشن دیگان برگزار می شود.
1.    اورمزد و دیماه : نخستین روز دی ماه باستانی/ 25 آذر ماه خورشیدی
2.    دی به آذر و دیماه : هشتمین روز دی ماه باستانی/ 2 دی ماه خورشیدی
3.    دی به مهر و دیماه: پانزدهمین روز دی ماه باستانی/ 9 دی ماه خورشیدی
4.    دی بدین و دیماه : بیست و سومین روز دی ماه باستانی/17 دی ماه خورشیدی
 در ایران باستان نخستین جشن دیگان در ماه دی یعنی روز اورمزد و دی ماه ، خرم روز نام داشته است و در این روز که شب پیش، بزرگترین شب سال بوده است، پادشاه و حاکم دیدار عمومی با مردم داشته است.
منبع : سالنمای راستی 

 

   
جشن شب يلدا
 جشن شب یلدا جشنی ست که از 7000 سال پیش تا کنون در ميان ایرانيان برگزار میشود. 7000 سال پیش نیاکان ما به دانش گاهشماری دست پیدا کردند و دریافتند که نخستین شب زمستان بلندترین شب سال است. در این جستار از سخنرانی دکتر جنیدی و دکتر کزاری برداشت هایی شده:
 جشن شب یلدا، همانند جشنهایی همچون نوروز و مهرگان، پس از تازش اسکندر، تازیان، و مغولها پابرجا مانده است و در تک تک خانه های ایرانیان راستین با گردآمدن خانواده ها به دور هم برگزار میشود.
فردوسی بزرگ در شاهنامه میگوید: 
نباشد بهار و زمستان پدید **** نیارند هنگام رامش نوید
  از این بیت میتوان پی برد که در سرزمینهايی بجز ایران آغاز فصل ها را نمیدانستند اما ایرانیان در آن زمان به این دانش دست پیدا کرده بودند.
 در زمان تاختن تازیان به ایران گاهشماری ایرانیان که بر پایه ی خورشید بود، به گاهشماری بر پایه ی ماه دیگرگون شد، اما پس از چندی خیام بروی کار آمد و این گاشماری خورشیدی را دوباره بنیان نهاد تا باز جشنهای ما زنده باشند و ما آنها را برگزار کنیم. (ادامه)

 


 
جشن سده
واژه سده : بيشتر دانشمندان نام سده را گرفته شده از صد مي دانند. ابوريحان بيروني مي نويسد: “سده گويند يعني صد و آن يادگار اردشير بابكان است و در علت و سبب اين جشن گفته اند كه هرگاه روزها و شب ها را جداگانه بشمارند، ميان آن و پايان سال عدد صد بدست مي آيد و برخي گويند علت اين است كه در اين روز زادگان كيومرث، پدر نخستين، درست صدتن شدند و يكي از خود را بر همه پادشاه گردانيدند” و برخي برآنند كه در اين روز فرزندان مشي و مشيانه به صد رسيدند و نيز آمده : “شمار فرزندان آدم ابوالبشر در اين روز به صد رسيد .”
نظر ديگر اينكه سده معروف، صدمين روز زمستان از تقويم كهن است، زمستان در تقويم كهن 150 روزه و تابستان 210 روزه بوده است و برخي گفته اند كه اين تسميه به مناسبت صد روز پيش از به دست آمدن محصول و ارتفاع غلات است.  (ادامه)
      
جشن بهمنگان

 

 

 


دومین روز از بهمن ماه یاستانی (26 دی خورشیدی)
بهمن از واژه اوستایی وهومن(Vohuman) به معنی اندیشه نیک می باشد، وهومن یکی از امشاسپندان نزدیک به درگاه اهورامزدا می باشد. اشوزرتشت برای دریافت پیام های اهورایی از وهومن یاری می گیرد. پاسبانی چهارپایان سودمند در عالم جسمانی به این امشاسپند واگذار می شود. از این رو زرتشتیان در جشن بهمنگان یا بهمنجه که در روز بهمن از ماه بهمن واقع می شود از کشتار حیوانات سودمند و خوردن گوشت آنان خودداری می نمایند و برخی از زرتشتیان پرهیز از خوردن و کشتار را در تمام روزهای بهمن ادامه می دهند. این جشن حامی مردان درستکار می باشد.
منبع : سالنمای راستی     
چهارشنبه سوري؛ آيين‌ها و ريشه‌ها


چهارشنبه سوري نام واپسين چهارشنبه‌ي تقويم خورشيدي ايراني است، كه شب آن با رسوم و آيين‌هايي ويژه، خصوصاً پرش از روي آتش مشخص مي‌شود. نام‌هاي محلي گوناگون اين روز عبارت است از: گول چارشمبه (اردبيل)، گوله گوله چارشمبه (گيلان)، كوله چووارشمبه (كردستان)، چووارشمبه كولي (قروه، نزديك سنندج)، و چارشمبه سرخي (اصفهان). برخي دانشمندان واژه‌ي «سوري» را با «سور» (ميهماني، جشن) ارتباط داده و آن را به معناي «وابسته به سور، جشن‌آميز» گرفته‌اند، برخي ديگر، به طور موجه‌تري، سور را گونه‌اي ديگر از واژه‌ي سرخ مي‌پندارند (مانند گل سوري ”گل سرخ“) و آن را اشاره‌اي به خود آتش يا به «سرخي»، به مفهوم تن‌درستي يا بلوغ، كه به طور فرضي با پرش از روي آتش به دست مي‌آيد، مي‌انگارند. كاربرد عنوان متفاوت چارشمبه سرخي در اصفهان و قرار داشتن گونه‌ي گويشي رايج سور در برابر سرخ، تأييد ديگري است بر اين ديدگاه.
+ آيين‌هاي اصلي:  ( ادامه )

 


      
سپندارمذگان
 در ايران باستان، نه چون روميان از سه قرن پس از ميلاد، كه از بيست قرن پيش از ميلاد، روزي موسوم به روز عشق بوده است!
اين روز "سپندار مذگان" يا "اسفندار مذگان" نام داشته است.
 فلسفه بزرگداشتن اين روز به عنوان "روز عشق" به اين صورت بوده است كه در ايران باستان هر ماه را سي روز حساب مي كردند و علاوه بر اينكه ماه ها اسم داشتند، هريك از روزهاي ماه نيز يك نام داشتند.سپندار مذ لقب ملي زمين است. يعني گستراننده، مقدس، فروتن.

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط کاظم بهادری (دودانگه) در پنجشنبه بیستم آذر 1393 و ساعت 13:1 |

 

 

یلدای ایرانی

 

 

قصه های ننه سرما

قصه صیاد اوقلی

 

قصه غاری ننه

 

این قصه ها ودیگر قصه ها که شما بیشتر آشنا هستید قدیما توسط پدر بزرگها مادربزرگها برای بچه ها ودیگر اعضای خانواده به خاطر بزرگترین شب سال همان شب چله یا یلدا گفته می شد زمستانهای سرد وپر برفی بود که خیلی لذت داشت از بزرگان بخواهید این قصه ها رو برایتان تکرارکنند شب یلدایتان مبارک

شب یلدا همیشه جاودانی است / زمستان را بهارزندگانی است
شب یلدا شب فر و کیان است / نشان ازسنت ایرانیان است

  به صد یلدا الهی زنده باشی / انار وسیب وانگورخورده باشی


اگریلدای دیگرمن نباشم، تو باشی وتو باشی وتو باشی


پیشاپیش یلدات مبارک

 

یلدا یا شب چله ایران باستان

شب یلدا بچه ها میگن به معمولا مادر بزرگها

هر که نیاره شب چره           انبارش موش بچره

 

شب چلّه
 

شب یَلدا یا شب چلّه یکی از جشن‌های کهن ایرانی است.[۱]
در این جشن، طی شدن بلندترین شب سال و به دنبال آن بلندتر شدن طول روزها در نیم‌کرهٔ شمالی، که مصادف با انقلاب زمستانی است، گرامی داشته می‌شود. یلدا به زمان بین غروب آفتاب از ۳۰ آذر (آخرین روز پاییز) تا طلوع آفتاب در اول ماه دی (نخستین روز زمستان) گفته‌می‌شود. خانواده‌های ایرانی در شب یلدا، معمولاً شامی فاخر و همچنین انواع میوه‌ها و رایجتر از همه هندوانه را مهیا و دور هم صرف میکنند. پس از صرف تناولات، قصه‌گویی پیرترها برای دیگر اعضای فامیل و همچنین فال‌گیری با دیوان حافظ رایج است. [۲]

«یلدا» برگرفته از واژهٔ سریانی ܝܠܕܐ به معنای «زایش» و «تولد» است.[۳] ابوریحان بیرونی از این جشن با نام «میلاد اکبر» نام برده و منظور از آن را «میلاد خورشید» دانسته‌است.[۴] در آثارالباقیه بیرونی، ص ۲۵۵، از روز اول دی ماه، با عنوان «خور» نیز یاد شده‌است و در قانون مسعودی نسخه موزه بریتانیا در لندن، «خُره روز» ثبت شده، اگرچه در برخی منابع دیگر «خرم روز» نامیده شده است.[۵]
چلّه، دو موقعیت گاه‌شمارانه در طول یک سال خورشیدی با کارکردهای فرهنگ عامه، یکی در آغاز تابستان (تیرماه) و دیگری در آغاز زمستان (دی ماه)، هریک متشکل از دو بخش بزرگ (چهل روز) و کوچک (بیست روز) است. واژه چلّه برگرفته از چهل (معین، ذیل واژه) و مخفف «چهله» و صرفاً نشان‌دهنده گذشت یک دوره زمانی معین (و نه الزاماً چهل روزه) است.[۶]

نابترین انگور جهان هستی ومیوه پر ویتامین بهشتی بیدانه زرد وقرمز

درسجین را در شب یلدا مز مزه کنید نوش جان

 

 


پیشینه تاریخی


چله و جشن‌هایی که در این شب بر‌گزار می‌شود، یک سنت باستانی است. مردم روزگاران دور و گذشته، که کشاورزی، بنیان زندگی آنان را تشکیل می‌داد و در طول سال با سپری شدن فصل‌ها و تضادهای طبیعی خوی داشتند، بر اثر تجربه و گذشت زمان توانستند کارها و فعالیت‌های خود را با گردش خورشید و تغییر فصول و بلندی و کوتاهی روز و شب و جهت و حرکت و قرار ستارگان تنظیم کنند.
آنان ملاحظه می‌کردند که در بعضی ایام و فصول روزها بسیار بلند می‌شود و در نتیجه در آن روزها، از روشنی و نور خورشید بیشتر می‌توانستند استفاده کنند. این اعتقاد پدید آمد که نور و روشنایی و تابش خورشید نماد نیک و موافق بوده و با تاریکی و ظلمت شب در نبرد و کشمکش‌اند. مردم دوران باستان و از جمله اقوام آریایی، از هند و ایرانی - هند و اروپایی، دریافتند که کوتاه‌ترین روزها، آخرین روز پاییز و شب اول زمستان است و بلافاصله پس از آن روزها به تدریج بلندتر و شب‌ها کوتاهتر می‌شوند، از همین رو آنرا شب زایش خورشید نامیده و آنرا آغاز سال قرار دادند.[۷] بدین‌سان در دوران کهن فرهنگ اوستایی، سال با فصل سرد شروع می‌شد و در اوستا، واژه Sareda, Saredha «سَرِدَ» یا «سَرِذَ» که مفهوم «سال» را افاده می‌کند، خود به معنای «سرد» است و این به معنی بشارت پیروزی اورمزد بر اهریمن و روشنی بر تاریکی است.[۸] در برهان قاطع ذیل واژه «یلدا» چنین آمده است:[۹]
یلدا شب اول زمستان و شب آخر پاییز است که اول جَدی و آخر قوس باشد و آن درازترین شب‌هاست در تمام سال و در آن شب و یا نزدیک به آن شب، آفتاب به برج جدی تحویل می‌کند و گویند آن شب به‌غایت شوم و نامبارک می‌باشد و بعضی گفته‌اند شب یلدا یازدهم جدی است.
تاریکی نماینده اهریمن بود و چون در طولانی‌ترین شب سال، تاریکی اهریمنی بیشتر می‌پاید، این شب برای ایرانیان نحس بود و چون فرا می‌رسید، آتش می‌افروختند تا تاریکی و عاملان اهریمنی و شیطانی نابود شده و بگریزند، مردم گرد هم جمع شده و شب را با خوردن، نوشیدن، شادی و پایکوبی و گفتگو به سر می‌آوردند و خوانی ویژه می‌گستردند، هرآنچه میوه تازه فصل که نگاهداری شده بود و میوه‌های خشک در سفره می‌نهادند. سفره شب یلدا، «میَزد» Myazd نام داشت و شامل میوه‌های تر و خشک، نیز آجیل یا به اصطلاح زرتشتیان، «لُرک» Lork که از لوازم این جشن و ولیمه بود، به افتخار و ویژگی «اورمزد» و «مهر» یا خورشید بر‌گزار می‌شد.[۱۰] در آیین‌های ایران باستان برای هر مراسم جشن و سرور آیینی، خوانی می‌گستردند که بر آن افزون بر آلات و ادوات نیایش، مانند آتشدان، عطردان، بخوردان، برسم و غیره، برآورده‌ها و فراورده‌های خوردنی فصل و خوراک‌های گوناگون، خوراک مقدس مانند «می‌زد» نیز نهاده می‌شد.
 
سفرهٔ شب یلدا
شباهت یلدا با جشن‌های دیگر اقوام
جشن انقلاب زمستانی در بین دیگر اقوام باستان نیز رایج بوده است. در روم باستان و همزمان با ترویج مسیحیت، پرستش سول اینویکتوس (خورشید شکست ناپذیر) ایزد پاگان رومی بسیار شایع بود و رومیان میلاد او را در زمان انقلاب زمستانی جشن میگرفتند. سول اینویکتوس در آیین میترائیسم رومی نیز نقشی ویژه داشت و حتی میتراس (معادل یونانی میترا ایزد باستان ایرانی) لقب خورشید شکست ناپذیر را داشت. محققان معتقدند که مسیحیت غربی چارچوب اصلی خود را که به این دین پایداری و شکل بخشیده به مذاهب پیش از مسیحیت روم باستان از جمله میترایسم مدیون است و برای نمونه تقویم کلیساها، بسیاری از بقایای مراسم و جشنهای پیش از مسیحیت بخصوص کریسمس را در خود نگاه داشته است و کریسمس به عنوان آمیزه‌ای از جشن‌های ساتورنالیا و زایش میترا در روم باستان در زمان قرن چهارم میلادی با رسمی شدن آیین مسیحیت و به فرمان کنستانتین به عنوان زادروز رسمی مسیح در نظر گرفته شد.[۱۱] هنگام توسعهٔ آیین‌های رازورزی در اروپا و سرزمین‌های تحت فرمانروایی امپراتوری روم و پیش از از پذیرفتن آیین مسیحیت، رومیان هر ساله در روز ۱۷ دسامبر در جشنی به نام ساتورنالیا به سیاره کیوان (ساترن)، ایزد باستانی زراعت، احترام می‌نهادند. این جشن تا هفت روز ادامه می‌یافت و انقلاب زمستانی را شامل می‌شد. از آنجا که رومیان از گاهشماری یولیانی در محاسبات خود استفاده می‌کردند روز انقلاب زمستانی به جای ۲۱ یا ۲۲ دسامبر حدوداً در ۲۵ دسامبر واقع می‌شد.[۱۲][نیازمند منبع]
فرانتس کومون، باستان‌شناس بلژیکی و بنیان‌گذار میتراپژوهی مدرن و دیگر میتراپژوهان همفکر او مفاهیم آیین میترایسم روم را کاملاً برگرفته از آیین مزدیسنا و ایزد ایرانی میترا (مهر) می‌دانند اما این ایده از دهه ۱۹۷۰ میلادی به بعد به شدت مورد نقد و بازبینی قرار گرفته است و اکنون به یکی از مسائل بسیار مجادله‌برانگیز در زمینه پژوهش ادیان در دنیای روم و یونان باستان تبدیل شده است.[۱۳][۱۴] جشن تولد میترا تنها آئینی نیست که به مسیحیت راه پیدا کرده است. میان سنت های مسیحیان و آئین میترائیسم شباهت‌های زیادی وجود دارد. امروزه تمام مسیحیانی که تولد عیسی مسیح را جشن می گیرند هنوز هم در روز جشن شومینه و شمع‌هایشان را روشن نگاه می‌دارند، درخت کریسمس را با چراغهای کوچک نورانی تزئین می‌کنند، شب زنده داری می‌کنند و غذاهای مخصوص و ویژه می‌خورند؛ به دید و بازدید یکدیگر می‌روند و این مناسبت را در کنار دوستان و اقوامشان جشن می‌گیرند؛ درست نظیر همان سنتی که ایرانیان باستان در شب یلدا بر‌گزار می کردند. کریسمس و یلدا تنها نمونه‌ای از بسیاری از باورها، آداب و رسوم، نمادها، داستان‌ها و افسانه‌های مشترکی هستند که مردم ملل مختلف و مذاهب مختلف را به هم پیوند می‌زنند. [۱]
آیینهای یلدا در نقاط مختلف ایران

شب چله سرد امسال هندوانه زرد وطلائی زنجان را مزه کنید نوش جان


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط کاظم بهادری (دودانگه) در پنجشنبه ششم آذر 1393 و ساعت 18:35 |

دربی

 

پرسپولیس 2

 

اسقلال     1

 

موارد تحلیل از آن شما دوست


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط کاظم بهادری (دودانگه) در یکشنبه دوم آذر 1393 و ساعت 20:23 |


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط کاظم بهادری (دودانگه) در یکشنبه بیست و پنجم آبان 1393 و ساعت 22:45 |

نامه ای به خدا

 

شگفت انگیزترین نامه یا نوشته برای خدا

 

آیا می توان به راحتی نامه ای برای خدا نوشت

 

واقعاچی بنویسیم

 

نوازش خدا

نوازش خدا
شعر زیبای موسی وشبان

انکار کردن موسي عليه السلام بر مناجات شبان


ديد موسي يک شباني را براه کو هميگفت اي گزيننده اله

تو کجايي تا شوم من چاکرت چارقت دوزم کنم شانه سرت

جامهات شويم شپشهاات کشم شير پيشت آورم اي محتشم

دستکت بوسم بمالم پايکت وقت خواب آيد بروبم جايکت

اي فداي تو همه بزهاي من اي بيادت هيهي و هيهاي من

اين نمط بيهوده ميگفت آن شبان گفت موسي با کي است اين اي فلان

گفت با آنکس که ما را آفريد اين زمين و چرخ ازو آمد پديد

گفت موسي هاي بس مدبر شدي خود مسلمان ناشده کافر شدي

اين چه ژاژست اين چه کفرست و فشار پنبهاي اندر دهان خود فشار

گند کفر تو جهان را گنده کرد کفر تو ديباي دين را ژنده کرد

چارق و پاتابه لايق مر تو راست آفتابي را چنينها کي رواست

گر نبندي زين سخن تو حلق را آتشي آيد بسوزد خلق را

با کي ميگويي تو اين با عم و خال؟ جسم و حاجت در صفات ذوالجلال؟!

شير او نوشد که در نشو و نماست چارق او پوشد که او محتاج پاست

گر تو مردي را بخواني فاطمه گرچه يک جنساند مرد و زن همه

قصد خون تو کند تا ممکنست گرچه خوشخو و حليم و ساکنست

فاطمه مدحست در حق زنان مرد را گويي بود زخم سنان

دست و پا در حق ما استايش است در حق پاکي حق آلايش است

لم يلد لم يولد او را لايق است والد و مولود را او خالق است

گفت اي موسي دهانم دوختي وز پشيماني تو جانم سوختي

جامه را بدريد و آهي کرد تفت سر نهاد اندر بياباني و رفت



عتاب کردن حق تعالي موسي را عليه السلام از بهر آن شبان



وحي آمد سوي موسي از خدا بندهي ما را ز ما کردي جدا

تو براي وصل کردن آمدي يا براي فصل کردن آمدي

تا تواني پا منه اندر فراق ابغض الاشياء عندي الطلاق

هر کسي را سيرتي بنهادهام هر کسي را اصطلاحي دادهام

در حق او مدح و در حق تو ذم در حق او شهد و در حق تو سم

ما بري از پاک و ناپاکي همه از گرانجاني و چالاکي همه

من نکردم امر تا سودي کنم بلک تا بر بندگان جودي کنم

هندوان را اصطلاح هند مدح سنديان را اصطلاح سند مدح

من نگردم پاک از تسبيحشان پاک هم ايشان شوند و درفشان

ما زبان را ننگريم و قال را ما روان را بنگريم و حال را

ناظر قلبيم اگر خاشع بود گرچه گفت لفظ ناخاضع رود

زانک دل جوهر بود گفتن عرض پس طفيل آمد عرض، جوهر غرض

چند ازين الفاظ و اضمار و مجاز سوز خواهم سوز با آن سوز ساز

آتشي از عشق در جان بر فروز سر بسر فکر و عبارت را بسوز

موسيا آدابدانان ديگرند سوخته جان و روانان ديگرند

عاشقان را هر نفس سوزيدنيست بر ده ويران خراج و عشر نيست

گر خطا گويد ورا خاطي مگو گر بود پر خون شهيد او را مشو

خون شهيدان را ز آب اوليترست اين خطا را صد صواب اوليترست

در درون کعبه رسم قبله نيست چه غم ار غواص را پاچيله نيست

تو ز سرمستان قلاوزي مجو جامهچاکان را چه فرمايي رفو

ملت عشق از همه دينها جداست عاشقان را ملت و مذهب خداست

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط کاظم بهادری (دودانگه) در جمعه بیست و سوم آبان 1393 و ساعت 0:27 |

 

دودانگه  زبانها در استان قزوين وزنجان

از زبان  ژان   شاردن  جهانگرد فرانسوي درتاريخ 1643.1713ميلاديدرايران عهد صفوي

ژان شاردن ‏(به فرانسوی: Jean Chardin)‏ (۱۶ نوامبر ۱۶۴۳ - ۵ ژانویهٔ ۱۷۱۳) جواهرفروش و جهانگرد فرانسوی بود که کتاب ۱۰ جلدی «سفرهای سِر ژان شاردن»[۱] به عنوان یکی از بهترینِ کارهای پژوهشگران غربی دربارهٔ ایران و شرق نزدیک برشمرده می‌شود. این کتاب در ایران با نام «سیاحتنامه شاردن» با ترجمه محمد عباسی توسط مؤسسه مطبوعاتی امیرکبیر در سال ۱۳۳۵ منتشر شده است.

ژان شاردن که در مجموع یازده سال در دوره صفویان (۷۰ ـ ۱۶۶۴ و ۷۷ ـ ۱۶۷۱ میلادی) در ایران بوده می‌نویسد

از این شهرک(ابهر) سخن گفتن مردمان به زبان پارسی آغاز می‌شود. چه ساکنان آبادیها و شهرهای پیش از آن به ترکی سخن می‌گویند؛ اما ترکی گفتن آنان با زبان ترکان عثمانی اندکی تفاوت دارد. تکرار می‌کنم از ابهر تا هندوستان همهٔ مردمان به زبان پارسی سخن می‌گویند شهرهایی که بر سر راه شیرازند به نسبت نزدیک بودنشان به این شهر بزرگ، لطیف‌تر و خوش‌آهنگ‌تر سخن می‌گویند. زیرا شیراز زادگاه زبان شیرین پارسی‌است، و مردمانش با لطافت و ظرافت و ملاحت هر چه بیشتر تکلّم می‌کنند.

امروزه اکثریت مردم استان قزوین در مرکز و نواحی شرقی این استان به زبان فارسی سخن می‌گویند. افزون بر فارسی زبان‌های دیگری چون ترکی آذربایجانی، تاتی، مراغی، کردی، لری، و رمانلویی نیز گویشورانی در استان دارند به گونه‌ای که زبان تاتی در تاکستان و بخش‌هایی از الموت، زبان مراغی در روستاهای مراغی‌نشین استان، زبان کردی در طارم، قاقازان، دودانگه، رودبار الموت، بشاریات و پشگلدره، زبان ترکی آذربایجانی در رامند، زهرا، خرقان، افشاریه و مناطق غربی و جنوبی استان و زبان رمانلویی در روستاهای کولینشین استان رایج است.[۲] در این بین به جز زبان مراغی که در همه روستاهای مراغی نشین این استان به یک شکل گویش می‌شود، سایر زبانها بسته به شرایط اقلیمی و نیز تحت تأثیر زبانهای همسایه دارای گویشهای متفاوت هستند.

 

لازم به ذکر است که شاردن دودانگه ها را به زبان کردی اشاره کرده که


                        پارسی 
همان لهجه زیبای شیرازی می باشدودودانگه های قزوین شهر فارسجین و ضیاءآباد و30روستای اطراف آنها می باشد که  اکثرا به زبان ترکی گرایش پیدا کرده واندک افرادی پیر مرد به گویش فارسی سخن می گویند.ولی دودانگه های ابهر خوشبختانه به لهجه اصلی خود فارسی پارس سخن می گویند و گویای شیرین دارند.

 

+ نوشته شده توسط کاظم بهادری (دودانگه) در چهارشنبه چهاردهم آبان 1393 و ساعت 19:14 |

بزرگترین امبراتور جهان کورش بزرگ

+ نوشته شده توسط کاظم بهادری (دودانگه) در شنبه دهم آبان 1393 و ساعت 19:56 |

یادآوری سال گذشته

 

عاشورا بزرگترین واقعه تاریخ بشریت

 

حسین کشتی نجات

 

عباس علمدارباوفا

 

زینب رسوا کننده نامداران تاریخ

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط کاظم بهادری (دودانگه) در شنبه دهم آبان 1393 و ساعت 19:8 |

گمشده

+ نوشته شده توسط کاظم بهادری (دودانگه) در جمعه بیست و پنجم مهر 1393 و ساعت 20:21 |

PERSIAN  GULF


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط کاظم بهادری (دودانگه) در یکشنبه سیزدهم مهر 1393 و ساعت 11:8 |

كوههاي قفقاز

 

CAUCASUS

 

CASPIAN SEA

 

پلاژي زيبا ودل انگيز محل تفريح وگردش ايرانيان پارس از دير باز


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط کاظم بهادری (دودانگه) در یکشنبه سیزدهم مهر 1393 و ساعت 10:25 |

مهر ميهن مهر وطن

 

يادآوري گذشته هاي دور وشيرين مدرسه

 

تابستاني كه گذشت


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط کاظم بهادری (دودانگه) در جمعه یازدهم مهر 1393 و ساعت 20:54 |

پوشش زنان ايران ازبدو تاريخ افتخار ايران بوده اند

تشكر . تشكر

 

پوشش زنان ايران زمين از ابتداكامل وپيشرفته وبر اساس اعتقاد وايمان به خدا ويكتا

پرستي بوده است

نمونه بارز از زنان پاك دامن ايران زمين از اقوام ايلاميها وهخامنشيان

ساسانيان مادها پارتها پارسها افشارقاجار به قدمت حدودا 7000سال 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط کاظم بهادری (دودانگه) در پنجشنبه سوم مهر 1393 و ساعت 23:41 |

جمع آوري گذشته هاي دورتوسط دو جوان شيفته تاريخ واينده نگر

اين دو جوان به نامهاي داود دودانگه ورحمت الله نبي خاني از دير باز به دنبال جمع آوري كتابهاي درسي وتاريخي بوده كه اتفاقي به تور ما خوردند وتوانستيم اطلاعات زيادي از گذشته هاي دور درسي وهمچنين تاريخي بدست آوريم از جمله كتابهايي از سال 1327 تا به حال كه انشاالله تصاوير داخلي كتابها كه ياد آور تاريخ دوران مدرسه وگوياي تلخ وشيرين آن زمان است به تصوير كشيده وديداري تازه كنيم .

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط کاظم بهادری (دودانگه) در یکشنبه بیست و سوم شهریور 1393 و ساعت 22:51 |


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط کاظم بهادری (دودانگه) در دوشنبه سوم شهریور 1393 و ساعت 18:3 |

مشهرترين كتاب ركورد دار دنيا

 

گينس

كتاب ركوردهاي جهاني گينس (GUINNESS) مجموعه كاملي از ركوردهاي مختلف در تمامي زمينه ها است .
گينس تنها كتابي است كه هيچ وقت كامل نمي‌شود و همواره در حال تغيير است و هر ساله يك كتاب به نام كتاب گينس (مثلا گينس ‌۲۰۰۹) منتشر مي‌شود.

در اين كتاب هيچ محدوديتي وجود ندارد و هر كاري كه براي نخستين بار توسط يك فرد انجام شده باشد در آن ثبت مي‌شود. چاپ و تنظيم چنين كتابي براي اولين بار در سال ‌١٩٥٥ توسط رئيس كارخانه نوشابه سازي گينس و با همكاري دو برادر انگليسي (روس و نوريس مك وايتر) صورت گرفت و نام كتاب گينس بر آن گذاشته شد و از آن سال اين كتاب هر ساله منتشر مي شود.
گينس پرخواننده‌ترين كتاب دنيا (البته پس از كتب مقدس آسماني) است و در كتابخانه ها بيشترين درخواست را دارد. در ضمن بيشترين حق نشر را داراست و اين ركورد در كتاب گينس به نام خودش به ثبت رسيده است.
براي اين كه يك عمل در كتاب گينس به عنوان يك ركورد جديد پذيرفته و ثبت شود ابتدا بايد به مركز انستيتو گينس در انگليس ارجاع شود. در آنجامدتي در بايگاني حفظ مي شود و پس از انجام بررسيهاي لازم و در صورت داشتن تمامي شرايط و ويژگيهاي مورد نظر اين موسسه همراه با نام صاحب ركورد به ثبت مي رسد.
از بين قسمت‌هاي مختلف اين كتاب، بخش ورزشي آن بيشتر از ساير قسمتها تغيير و تحول پيدا مي‌كند.
سالانه حدود ‌٦٠٠ هزار تن خود را به موسسه گينس معرفي مي كنند كه تنها ركورد تعداد كمي از آنها پذيرفته شده و به آنها پاداش تلعق مي گيرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط کاظم بهادری (دودانگه) در شنبه یکم شهریور 1393 و ساعت 22:1 |
داعش .دولت اسلامي عراق وشام وكشتار مسلمانان به بهانه ورود

 اسلامي جديد ونو پا به سر كردگي ابوبكر بقدادي


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط کاظم بهادری (دودانگه) در چهارشنبه یکم مرداد 1393 و ساعت 14:38 |

اجراي 70 ساله حقوق بشر در فلسطين

چرا جنگ اسرائيل وفلسطين صلح نمي شود اين چه سياست عميقي است كه كودكان

بيگناه بايد هميشه در غم از دست دادگانشان بايد باشند مگر اينها حق زندگي ندارند

حقوق بشر چيست كجاست از چه جنسيست  ديده نمي شود.

سنگ در مقابل گلوله و شمشير دربرابر خون پيروز است

خودرو شخصي پوتين در روسيه ضد اتم مي باشد


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط کاظم بهادری (دودانگه) در چهارشنبه یکم مرداد 1393 و ساعت 14:7 |

سعود پرافتخار تيم پرقدرت واليبال پارسي به مقام چهارم  جهاني


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط کاظم بهادری (دودانگه) در چهارشنبه یکم مرداد 1393 و ساعت 12:53 |

زليخا مرد از اين حسرت كه يوسف گشته زنداني

چرا عاقل كند كاري كه باز ارد پشيماني

 

بنا به نوشته تاريخ مصرقدمت هفت هزار ساله دارد كه در چنين زماني آرايشات زنان با وضعيت فعلي جهان مطابقت دارد جالب است كه اهرام ثلاثه مصر هنوز هم جزء مرموزات باقي مانده وكشف علت وچگونگي ساخت نشده.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط کاظم بهادری (دودانگه) در شنبه بیست و یکم تیر 1393 و ساعت 18:32 |

آثاري از قلعه ها وبرجهاي مراقب از جان ومال مردم سرزمينمان

آثارباقيمانده از تعدادي برج وبارو يا قلعه هاي بسيار قديمي ومحكم كه در گذشته هاي دور جان بسياري از مردم اين سرزمين را ازحمله دشمنان واشرار حفظ نموده وهنوز هم استوار وپا برجا هستند كه نمونه اي از آنها را جمع آوري نموده كه يادي هم از گذشته هاي شور وشيرين انجام داده باشيم.داخل بعضي قلعه ها مثل كرمان كه حدود 300 اتاق داشت براي نو عروسان يك اتاق به عنوان مهريه سند مي زدند كه سهمي از قلعه وحفاظت از خانواده داشته باشند.مانند قلعه زيباي ذيل


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط کاظم بهادری (دودانگه) در دوشنبه شانزدهم تیر 1393 و ساعت 23:30 |


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط کاظم بهادری (دودانگه) در جمعه سیزدهم تیر 1393 و ساعت 20:20 |

بقایای قلعه حسن صباح الموت قزوين

 

درياچه خود جوش وراكد وبي نظير اوان الموت قزوين

قلعه هاي الموت یکی از قلعه‌های منحصربه‌فرد تاریخی در ایران است. دژ الموت در شمال شرقی روستای

گازرخان(قصر خان) و بر فراز صخره‌ای به ارتفاع ۲۱۶۳ متر از سطح دریا که بلندی صخره از زمین‌های پیرامون خود ۲۰۰ متر و گسترده دژ ۲۰۰۰۰ متر مربع می‌باشد قرار دارد. این کوه از نرمه گردن (میانه نرمه‌لات و گرمارود) شروع شده و به طرف مغرب ادامه پیدا کرده است. صخره‌های پیرامون قلعه که رنگ سرخ و خاکستری دارند، در جهت شمال شرقی به جنوب غربی کشیده شده‌اند. پیرامون دژ از هر چهار سو پرتگاه است و تنها راه ورود به قلعه در انتهای ضلع شمال شرقی است که کوه هودکان با فاصله‌ای نسبتاً زیاد بر آن مشرف است.. این قلعه یکی از جاذبه‌های گردشگری الموت محسوب می‌شود.

دریاچه اوان
موقعیت و مشخصات
دریاچه زیبای اوان در نیمه شمالی الموت، در دامنه کوه خشچال، در فاصله ۷۵ کیلومتری قزوین و در میان چهار روستای اوان، وربن، زواردشت و زرآباد شهر قزوین قرار دارد.
این دریاچه که بیش از هفتاد هزار متر مربع مساحت دارد، در ارتفاع هزار و هشتصد و پانزده متری از سطح دریا واقع شده‌است. طول آن در طویل‌ترین قسمت ۳۲۵ متر و عرض آن ۲۷۵ متر می‌باشد.
تنها از آب چشمه‌های کوچک زیرزمینی موجود در بستر دریاچه تغذیه می‌شود و بخش ناچیزی از آن هنگام بارندگی به صورت سطحی و خیلی کم تامین می شود . عمیق‌ترین بخش آن که توسط یک تیم 4 نفره غواصی به سرپرستی سعید پروین در 18 مرداد ماه سال 92 با استفاده از دو دستگاه دایو کامپیوتر سوانتو دی فور و دی سیکس اندازه گیری شده است 6.8 متر بوده . دمای آب 23 درجه سانتیگراد و میدان دید در زیر آب کمتر از یک متر می‌باشد که در جنوب شرقی آن واقع شده‌است البته برخی از مردم محلی عمق های متفاوتی را برای این دریاچه عنوان نموده اند که تیم غواصی چنین چیزی را تایید نکرد . بستر دریاچه مملو از لجن و رسوبات ته نشین شده می باشد که حالت چسبندگی بسیاری دارد . از سرریز آب دریاچه نیز رود کوچکی تشکیل می‌شود که آب آن مورد استفاده کشاورزان روستاهای کوشک و آیین است. در تابستان این دریاچه محل ماهی‌گیری، آب‌تنی و قایق‌رانی و در پاییز، مأمن پرندگان مهاجر مانند قو، غاز، مرغابی و در زمستان با توجه به برودت هوا و یخ زدن سطح آن قابل اسکی سواری است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط کاظم بهادری (دودانگه) در پنجشنبه دوازدهم تیر 1393 و ساعت 20:42 |

نژادپرستي ممنوع

نلسون ماندلا برنده جايزه صلح نوبل از سازمان ملل حقوق بشر

رهبرسياسي سياه پوست افريقا مبارز سرسخت نژاد پرستي

يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ

عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ (سوره حجرات ، آیه١٣)
اي مردم! ما شما را از يك مرد و زن آفريديم و شما را تيرهاي و قبيله‏ها قرار داديم تا يكديگر! را بشناسيد; (اينها) ملاك امتياز، نيست؟! گرامي‏ترين شما نزد خداوند با تقواترين شماست; خداوند دانا و آگاه است!
 در فضاي حاصل از نظام قوم گرایی و قبیله گرایی ، اخلاق سازندگي و روحيات مناسب براي توسعه  منزوي و تخريب مي شوند. نظم پويا و احساس امنيت  که  لازمه توسعه و سازندگي  است نابود می شود. قبیله گرايي و استفاده ابزاري از آن  موجبات ناامني ، بي اعتمادي  و مانع سرمايه گذاري و موجب فرار مغزها ، نخبگان و سرمايه ها  مي شود.
  براي دستيابي به توسعه ،  به اعتماد عمومي ،  همدلي ، انسجام و همبستگي عمومي  و علاقمندي به مشاركت ، بسيار نياز است . در حاليكه در نظام قبیله ای سطح اعتماد و انسجام عمومي به سطح بسيارپايين اعتماد و انسجام درون گروهي و طايفه اي تنزل مي يابدو مشاركت عمومي نيز به مشاركت افراد يك قوم و طايفه  محدود مي گردد. تضادها و ناسازگاريها تشديد مي يابد . نا امني گسترش مي يابد. هويت جمعي و همبستگي ملي و عمومي مخدوش مي شود. افول انسجام و همبستگي اجتماعي ،  گسترش اختلاف و تفرقه و تشديد تضادها و ناسازگاريها به فرو پاشي اجتماعي  و سياسي منجر مي شود . از ديدگاه صاحب نظران بستر  توسعه زماني ايجاد مي گردد و آهنگ آن وقتي شتاب مي گيرد كه اعتماد عمومي ، انسجام و همبستگي ملي ، وفاق  و نظم پويا در جامعه برقرار شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط کاظم بهادری (دودانگه) در چهارشنبه یازدهم تیر 1393 و ساعت 21:48 |

فرياد كمك خواهي محيط بانان از ارتش

بياييد با حيوانات اهلي و وحشي مهربان باشيم وشكارشان نكنيم چون نسل حيوانات اصلي مثل پلنگ مازندران يوز پلنگ ايران وخانواده شيران وگربه سانان در حال انقراض است همچنين قطع زياد درختان كهنسال درمازندران وجنگلهاي ملي ايران كه نياز به كمك همگان داردكمك كنيم.

+ نوشته شده توسط کاظم بهادری (دودانگه) در سه شنبه سوم تیر 1393 و ساعت 16:49 |

تبريك برتيم يوزپلنگان ايران زمين درجام جهاني 2014برزيل

 

درخشش تيم يوزپلنگان ايران در جام جهاني 2014 برزيل


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط کاظم بهادری (دودانگه) در شنبه سی و یکم خرداد 1393 و ساعت 23:57 |

ورزش از نگاه كودكان ونوجوانان امروز وديروز


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط کاظم بهادری (دودانگه) در جمعه سی ام خرداد 1393 و ساعت 20:4 |

زنجره يا نوعي سوسك

بزرگترين آفت درخت انگور وديگر درختان وگياهان در چند سال اخير

خطرناگترين آفت درخت انگوركه درصورت كنترل نكردن به انقراض

درخت وميوه بهشتي خواهد انجاميد

گفته هاي كارشناسان سراسر كشور را اجرا وجدي بگيريد

لطفا موارد كارشناسان را با دقت مطالعه نماييد با تشكر

 

آفت درخت آنگور در استان زنجان و روستاي درسجين

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط کاظم بهادری (دودانگه) در سه شنبه بیستم خرداد 1393 و ساعت 23:7 |


Powered By
BLOGFA.COM